دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شاپورخان

شاپورخان
مرد - متاهل
امتیاز: 112.05

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(78 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

شاپورخان
شاپورخان

چشمــانــت کـارناوال آتــش بــازيســت! يــک روز در هــر سال بــراي تمــاشــايــش مــي روم و بــاقــي روزهــايــم را، وقــف خــامــوش کــردن آتشــي مــي کنــم کــه زيــر پــوستــم شعلــه مــي کشــد...

شاپورخان
شاپورخان

بیا آخرین شاهکارت را ببین مجسمه ای با چشمانی باز خیره به دور دست شاید شرق، شاید غرب مبهوت یک شکست مغلوب یک اتفاق سیاه قلب سیاه بخت مصلوب یک عشق مفعول یک تاوان... خرده هایش را باد دارد می بَرد و او فقط خاطراتش را محکم بغل گرفته بیا آخرین شاهکارت را ببین مجسمه ای ساخته ای... به نام من...!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

نه خورشید...! نه ماه...! روزگار من با گردش نگاه تو می چرخد...

شاپورخان
شاپورخان

این بـــار مـــرا دست خودت بسپـار هـــر وقت که مرا دست خدا سپردی گریه امانم را بـــرید...

شاپورخان
شاپورخان

@Alireza تقدیر را خود رقم میزنم ازکنارم هرچه تنهایی هست بر میدارم تورا جایشان میگذارم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

جایت را با دیگری پُر میکنند احساس... سیری چند؟؟! آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا! دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت دلبستــن شـــان غریـــب است و رفتــن شان آشنـــا...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

خـسـتـه‌تـر از آنـم کـه لـيـوانـي چـاي آرامـَم کـنـد آغـوش ِ گـرم ِ تـو را مـي‌خـواهـم در جـنـگـلـي نـاشـنـاس وقـتـي کـه آسـمـان از لا‌بـه‌لاي شـاخـه‌هـا سـرک مـي‌کـشـد . .

شاپورخان
شاپورخان

از آن روز که رفــته اي ؛ کارت شارژ ها را سيــگار ميــخرم و با خيابان ها حرف ميزنم ! هميــنطوري پيش برود . . . گوشيــم را هم بايد بفروشــم ؛ کفــش بخرم ...

شاپورخان
شاپورخان

دست هايت گشوده به لهجه ي «بيا»! من اما ؛ ديريست پاهايم را به پيشوازت سر بريده ام ...

شاپورخان
شاپورخان

وقـتي زيـاد باشـي , آدمـا تـرش ميکنـن , حيـف و ميلـت ميکـنن! بايـد کـم باشـي , تا مـزه مـزه ات کنـن...!!

شاپورخان
شاپورخان

ايــن دختــرها و پســرايي که فقــط بلــدن با يکــي بمــونن جا داره هــمينــجا از همــشون قــدرداني کنــيم ...

شاپورخان
شاپورخان

ما که به سلامتي هر کي زديم ، رفت اينو مي زنيم به سلامتي غم ، شايد رفت . . .

شاپورخان
شاپورخان

اما نيستي تا اضطراب جهان را كنار تو در ترانه اي كوچك خلاصه كنم اما نيستي تا شب تشويش هر شب خويش را در اشتغال گريه ها و گور ها روشن كنم اما نيستي تا در دهان داس برويم و در پريشاني شعله پرپر شوم اما نيستي (خدايا اين بغض بي قرار كه فرصت نمي دهد) ...

شاپورخان
شاپورخان

با شعرهای من کسی تو را نخواهد شناخت از این حرف‌ها بزرگ‌تری، زیباتری!

شاپورخان
شاپورخان

چقدر مدرن می شدند شعرهای من سنت چشمهایت اگر می گذاشتند...