sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
من، عاشقانه دوستتــــــــــــ دارم و تـــــــــو عاقلانه طردم می کنی! غرور تـــــــــــو، حتی از حماقتـــــــــــــ من هم احمقانه تر استــــــــــ . . . !
sima
وقتی قــــــــــــرار نیست برگردی پلهای پشت سرت را خراب کـــــــــــــن مبادا وسوسه ام کنند دنبالتــــــــــــــــ بیایم . . . !
sima
دلگـــــــــیر نباش دلتــــــ که گیر باشـــــــــد رها نمی شـــــــــوی . . . !
sima
خاطراتتــــــــ به مانند حلقهای استــــــ به دوره گردنم که هر روز تنگ تر میشود دارند خفهام میکنند . . . !
sima
این روزها که نیستی هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد فقط جای خالیت هر شب عبادتگاه من است
sima
حالا كه رفته ای دلم بيشتر از هميشه میتپد برای تو ... انگار كه عشق با رفتنت تازه جان گرفته است
sima
بیــــــــــدار شو , من همانم که برای بودنم سالها بی خواب بودی !
sima
پشت یک لبخند پنهان است تمام بغضهای من نخواه که بی پرده بخندم
sima
هميشه يك بهانه براي درد دل هست و هيچ وقت دلى بى بهانه نمي تپد نميدانم بهانه ها دلگيرند يا دلها بهانه گيرن....!
sima
دلم، عجیب هوای تو دارد... چتری نیست، باید بمانم و خیس شوم،
sima
بیا و به خاطر دل ِ بی قرارم اندکی بد باش... یقین داشته باش از عشقم کم نمی شود اما از بی تابی هایـم شاید!
sima
افکار عاشقانه ام را جمع که می کنم دسته گلی می شــــود شبیه تــــــــــو برای تــــــــو . . . !
sima
دلتنــــــــــگم! برای کسی که مدتهاستـــــــ بی آن که باشد هر لحظه زندگی اش کرده ام ..
sima
میگفتند:سختی ها نمک زندگی است! چرا کسی نفهمید نمک برای من که خاطراتم زخمی است شور نیست مزه ي درد ميدهد
sima
حوصله خواندن ندارم حوصله نوشتن هم ندارم! این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود، نه نوشتن.. دلم لمس آغوشت را می خواهد؛ فقط همین ....