دنياي دورو برم كثيفه دخترهايي رو ميشناسم كه به دوست پسره ديروزيشون ميگن قديمي چون همين امروز به قول خودشون تا ساعت 2 ظهر 4 نفر رو تيغيدن اگه حساب كنينيم هفته اي 28 تا پسر اسگل ميشن و همين طور ميشنوم پسرهايي هستن كه 5 6 نفري ميريزن سر دختري كه واسه دوستش غذا درست كرده برده خونش و خواسته ثواب كنه كه كتلت شده. اين چيزا چيه كه ميبينمو ميشنوم؟ مگه ما ادعا نميكنيم مسلمونيم؟ از مسلموني و شيعه بودن فقط اسمشو يدك ميكشيم؟ تا كي اينارو ببينمو بشنومو آه بكشم؟ من و خانوادم تنها زندگي نميكنيم تو اين جامعه كه با همه ي اين آدمايي كه هستنو خواهند بود ارتباط داريم مگه ميشه چشمامو ببندمو بگم خودمو خوانوادم خوب باشيم بقيه به ما چه؟ ميشه؟؟؟؟ دختره اون زني كه ... تربيت شده فردا ميشه هم كلاسي دختره من دختره من بزرگ ميشه و ازدواج ميكنه پسري به دنيا مياره كه ميشه همسره پسره تو نوه دار ميشي و 1 روز كه داري قدم ميزني تو خيابون چيزي ميبيني كه بعد مثل من آه ميكشيو ميگي كاش اون شبي كه اين پستو ميخوندم جديش مي گرفتم
فقط کافیه یه روز با داداشم برم خیابون چه حرفایی که پشت سرم زده نمیشه دیشب با مامان و داداشم رفتیم بیرون من پشت فرمون بودم. داداشم کنارم. مامانم پشت نشسته بود. sms امروز همکلاسیم: سلام سارا خوبی؟ من: سلام علی مرسی خوبم. تو خوبی؟ ... دیشب بیرون بودی؟ من: اره باید ازت اجازه میگرفتم؟ نه بچه ها با دوست پسرت دیدنت من: چـــــــــــی؟ چرا چرت و پرت میگی علی؟ جلو کبابی... دیدنت من: به دوستای عوضیت بگو چشای کورشونو باز میکردن مامانم پشت نشسته بود اون پسره داداشمه ... اره تو که راست میگی من: اگه دوست پسرمم باشه به تو و دوستای اشغال تر از خودت هیچ ربطی نداره. من حتی تنها تا سر کوچمون نمیرم اونوقت نصف شب با دوست پسرم بیرون میرم عوضی ... حالا چرا عصبی میشی خب ببخشید... من: یه بار دیگه به من sms بدی تو دانشگاه پیش همه میخوابونم زیر گوشِت حَمال
از مدیرای محترم سایت تقاضا دارم لطف کنن و به احترام نرگس عزیزو مهربونی که دیگه بینمون نیست ، یه تغییر کوچیک توی فضای سایت بدن.....مثلا یه روبان سیاه...این کمترین کاریه که میشه کرد.... لطفا باز نشر بشه شاید کسی ببینه...!!!
4ماه ...
13 سال و 3 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 6 دقيقه قبل