دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sina
مرد - مجرد
امتیاز: 708.4

دنبال‌شدگان

(70 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(121 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

Sina
Sina

بسپاریم که بر مزارمان تاریخ تولد و وفات را ننویسند که آیندگان نفهمند بی عرضگان این برهه از تاریخ ما بودیم

Sina
Sina

بزرگ شديم آخرشم نفهميديم اين بچه هاي مردم كيا بودن كه تو همه چيز از ما موفق تر بودن.....!!!

Sina
Sina

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم و هنگامی تشنه آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریاو دریا….

Sina
Sina

از کوچه ی بارانی ما زرد گذشتي آرام چنان عابر بی درد گذشتي یک پنجره ی خیس تورا بدرقه میکرد از اینهمه دلتنگی ما سرد گذشتي

Sina
Sina

وقتی ناراحتید از اینكه به چیزی كه می خواستید نرسیدید ،محكم باشید و خوشحال....خداوند در فكرچیز بهتری برای شماست ...

Sina
Sina

شب بر همگی دوستان خوش

Sina
Sina

غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند،و ماهدیه شیطان را بهم میدهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان میکنیم

Sina
Sina

عشق گفت من را : صدایش کن ، دل گفت : من را فدایش کن ، خواندمش ، فدایش کردم ، نشنید ، ندید ، عقل گفت : حق با من بود ، رهايش کن . ...

Sina
Sina

جدایی دستها را هرگز جدایی قلبها ندان چون قلبها همیشه به یادهم هستند...

Sina
Sina

زمان هیچگاه درد رو دوا نمیکنه، فقط آدم به مرور زمان به درد عادت میکنه.

Sina
Sina

گفتم:خدایا از همه دلگیرم ، گفت:حتی از من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری! ......گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم! گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم! گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من!! گفت:من توام،تو من

Sina
Sina

مگر با باد نسبتی داری؟..... چقدر شبیه تو هست... یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت....!

Sina
Sina

شب طلوع میکند شراره ستاره ها میتابد... من ستاره ام را جا گذاشته ام .. قطار مهتاب در گذر است من ستاره ام را گم کرده ام ستاره ام ، در هیاهوی جمعیت به هم پیچید .. من او را گم کرده ام ... همیشه مادربزرگ میگفت : کوچکترین ستاره برای تو ، کسی آرزویش را ندارد ... ولی اکنون ، ستاره ام را باد می برد .. ستاره کوچکم را باد می برد . قطار مهتاب در گذر است من هنوز مسافری در راه مانده ام ... شب غروب میکند... ستاره ام را باد می برد ...

Sina
Sina

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم تو را چون اسمانی ؛ چون پرستو دوستت دارم تو را چون بهاران؛ فصل باران دوستت دارم جز این جان نا قابل ندارم چیز دیگر من مرا چون جان ناقابل بگیری دوستت دارم تو دوری گرچه نزدیکی ، در این دل جای تو باشد نگیرد جای تو هرگز کسی چون دوستت دارد

Sina
Sina

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت و ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داد زل بزني بجاي اينكه لبريز كينه و نفرت شي حس كني هنوزم دوسش داري