Sina
آدمها آنقدر زود عوض می شوند ...آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است
Sina
موقع Delete فولدر خاطراتت ذهنم error می دهد، گمانم یکی از فایلها در حال اجراست . . .
Sina
خدایا! خورشید را به من قرض میدهی ؟! از تو كه پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است
Sina
شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه روز می شود گورکن گمنامی ست که دل به دفن دانایی بسته است
Sina
برایت آرزو میکنم : بهترینهایي را که هیچ کس برایم آرزو نکرد...
Sina
بكوش گذر زندگيت سرگذشت درگذشت آرزوهايت نباشد...
Sina
می آيي ... وابسته ميکني .محو مي شوي .تا فراموشت مي کنم , دوباره مي آيي ,تازه مي کني خاطرات را محو مي شوي ... !!! به راستي که سراب از تو با ثبات تر است
Sina
تو را با غیر می بینم،صدایم در نمی آید دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید نشستم،باده خوردم،خون گرستم،کنجی افتادم تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید
Sina
تنها دلیل افتادن من از چشمانت جاذبه رقیب بود نه زمین ...
Sina
نداشتن تو یعنی دیگری تو را دارد نمیدانم تحمل نداشتن تو سختر است یا تحمل اینکه دیگری تو را دارد
Sina
اگر پیراهن یوسف علاج درد یعقوب است علاج درد ما هم دیدن یاران محبوب است
Sina
بالا و پایین پریدنم از شوقِ زندگی نیست، ماهی روی خاک چه می کند؟