Sina
چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ ؟ چه کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد؟ این تبر مال تو نیست؟ دستها آن تو نیست ؟ تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه! به من شاخه ی افتاده ی خشکیده تبر می کوبی! آی آرام بزن می شکند عمق سکوت وای آرام بزن تا نکنم آه تو را! جمع کن هر چه شکستی دل من هیزم خوبی شد! آتشی بردل من زن که ببینی : عشق هم می سوزد ! خوب هم می سوزد
Sina
سفیر عربستان ایران را تهدید به حمله ی نظامی کرد!
Sina
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم اشکهایی را بریز که من ریختم
Sina
من یک ایرانی ام از تبار کورش از تبار کوهای دماوند و خلیج همیشگی فارس
Sina
پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار
Sina
در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم ، شرم خندیدن، به مضحکه هممیهنانمان را بر خود نپسندیم. کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز... با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم .
Sina
نفس می کشم ، تا به جای مرده ها خاکم نکنند ! اینگونه است حال من ، چیزی نپرس
Sina
خداوندا هرگز نگویمت دست من بگیر عمریست گرفته ای مبادا رها کنی...
Sina
اینقدر میسوزی وقتی میگن دختر سالم کم پیدا میشه اخه اینجا سرزمینه اسلامیه دیگه نمیگم خودتون میدونید... یا حق
شب خوش .. .
15 سال و 5 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 16 دقيقه قبلشب خوش ..
15 سال و 5 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 16 دقيقه قبلشبت خوش و پر ستاره
15 سال و 5 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 15 دقيقه قبلشبت قشنگــ
15 سال و 5 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبل