sina
دخترها مثل گچ هستند : اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند
sina
کاش کوچیک بودیم !!! وقتی کوچیک بودیم دلامون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهامون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم ، باز کسی حرفامونو نمی فهمه
sina
ای تماشاترین مخلوق خاکی در زمین، آسمانی می شوم وقتی نگاهت می کنم...
sina
میزنم کبریت بر تنهایی ام تا بسوزد ریشه بیتابی ام میروم تا هر چه غم پارو کنم خانه ام را باز هم جارو کنم
sina
هرکس از این دنیا چیزی برداشت ، من از این دنیا دست برداشتم !
sina
سکوت قلبت و بشکن و برگرد، نزار این فاصله بیشتر از این شه نمی خوام مثل گذشته که رفتی، دوباره آخر قصه همین شه
sina
غم هايت را بر روي شن بنويس تا باد آن را با خود ببرد شاديهايت را بر روي سنگ بنويس تا براي هميشه باقي بماند...
sina
زندگي حكمت اوست... زندگي دفتري از خاطره هاست... چند برگي را تو ورق خواهي زد... ما بقي را قسمت ...
sina
خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین ، فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها ، هرگز تبرئه ای نیست آنکه را که را چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد …
sina
همه احساس میکنن هرآنکس که زیباست مهربان است ، دریا زیباست ولی سیلی به صخره های ساحل میزند .