دوران دبیرستان یه مدتی همینکه کسی پا میشد از جاش من و سحر هم با هم از جامون پامیشدیم ! دیروز که رفته بودم پیشش شوهرش پا شد ! دوتایی پاشدیم ! و همزمان دوتایی خندیدیم ! شوهرش مونده بود بیچاره ! با خودش گفت اینا خُلن ! چقدر که ما مردم آزار بودیم / . . .
داشتیم میومدیم بعد من شروع کردم به خوندن شعر سامی بیگی من یه دیونه ام وقتشه عاقل شم مامانم کنارم بود خوبه که خودت میدنی یعنی من اون روز میبنم عاقل شی هیچی دیگه از این به بعد قصد خوندن هیچ شعری ندارم
دیدید این پهلوون پنبه عموپورنگ ُ ؟! از هر جا یه 50 تومانی پیدا میکنه ؟! امروز شده بود حکایت من ! داشتم آشپزخونه رو مرتب میکردم ! همش 5 تومنی پیدا میکردم
امروز واسه اولين بار با @نیلـツــو خانومی عزيزم رفتيم بيرون ، جای خيليا خالی بود يني از شير مرغ تا جون آدميزاد حرف زديم يه دختر دوس داشتني مهربون زيبا عَ چقد دوست داشتما
مـن
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 42 دقيقه قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .