نیلـツــو
رفـتـن...هـمـیـشـه اخـتـیـاری نـیـسـتــــ ،آدمــ گـاهـی مـَجـبـوره کـسـی رو کــه دوسـت داره ...آبـی پـشـتـــ ِ سـَرش بـریـزه دُعـایـی بـرایش بکـنـه و بـه دسـتــِ ...اویـی بـسـپـارَدَش کـه شـده هـمـه ی او......
نیلـツــو
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلامــ دوستــــــــــــــــــــــــــــانــــ.....
نیلـツــو
ســـلام مــــرا بــــــه غـــرورت برســــــان و بـــه او بگــــو : بـهـــای قــــــامــت بــلنــــدش تــنــهــایـیـســـــت........شب همگی آروم....
نیلـツــو
میدانی...؟ آدَم هــاـے ســاده. . . ســــاده هـَـم عــاشِـق مـــــے شونــد . . . ســـاده صـَـبـورـــے مــــــے کـُـنَـــنـد. . . ســــاده عِــشق مــــــــے وَرزنـــد. . . ســاده مــــے مـانـَــنـد. . . امــــآ. . . ! ! ســـَخــتــــ دِل مــــــےکــنـنـد . . . آن وَقـتــــ کــہ دِل مــــــــــــــے کـــــَـنــَنـد. . . جــان مــــے دَهــَـــند. . . سَـخـتــــ میشِکـــَـنَـند. . . سـَــــــخـتــــ فـــَـرامـوش میکــُـنــَـنـد . . .
نیلـツــو
خنده ام میگیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری ، بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری ! میگویی : دلم برایت تنگ است ! یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی ! دلتنگی ارزانی خودت . . ..
نیلـツــو
این روزها یکـــرنگ که باشی چشمشان را می زنی..! خسته می شوند از رنگ تکـــراریت... این روزهـــا دوره رنگین کمــــان هاست..!
نیلـツــو
خدایا... با تو بودن... بها..... نه ! بهانه میخواهد..! و امشب ... اشک های من ... بی بها ترین ... بهانه ی دنیاست....
نیلـツــو
باید برسم به جایی که ... نفس هایم را شمرده , شمرده بکشم ...! باید حسابشان را نگه دارم! تا ارزشمند بشوند ... بعد یک روز به قیمت روز ارز ... بفروشمشان ... به خودِ خدا....!
نیلـツــو
از تنهایی به میان مردم می گریزم ... واز مردم به تنهایی پناه میبرم... راست میگفتی نیما: به کجای این شب تیره بیاویزم ... قبای ژنده خویش را...
نیلـツــو
صلی الله علی الباکین علی الحسین ، گویا آســــمان زودتر از هرکسی به پیـــــشواز قافله ی اربابـــــــ رفته استـــــــ..... آن هم با دلی پر اشکـــــــــ.....
نیلـツــو
مگر گاهی کلاغی، پر و بالی بزند ، سکوت ِ سرد ِ خانه را به هم بریزد ... و گرنه قدر ِ این تنهایی ___مـــطـــلـــق ـــ است ...
نیلـツــو
گاهی شاید لازم باشد از یاد ببریم یاد ِ همه ی آنهایی را که با نبودنشان ، بودنمان را به بازی گرفتند ،به او بگویید دیگر او های نوشته هایم را به خود نگیرد ،از این به بعد او دیگر آن او نیست...
نیلـツــو
منتظر نیستم که چند خطی بنویسی ، دوست دارم اما نمیخواهم این قانون من است. قانون من که تورا دوست دارد اما نمی خواهد. برای همین اگر خبر بگیری، خوب است، نگیری دلگیر نمی شوم!. اگر بنویسی عالی است Tننویسی بد نمی شود Tبیایی ببینمت حرف ندارد... نیایی ببینمت می گذرد... بگویی،بنویسی،بخواهی،بپرسی،ببینی، بمانی،بشنوی،باشی،همیشه باشی! نزدیک باشی... بزرگ باشی رفیق باشی... خوب می شود. بهشت می شود، نباشی اما! جهنم نمی شود. فقط ساعت ها گاهی پدر آدم را در می آورند فقط ساعت ها گاهی بیچاره ات می کنند... فقط ساعت ها گاهی...
نیلـツــو
هی فلانی ... من زاده ی تنهاییم.... خدا تو را برای " او " نگه دارد......
مـن
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 57 دقيقه قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .