این روزها مدام #خودم را وقت و بی وقت #غافلگیر میکنم، پشت #چراغ-قرمز ، وقت بسته بندی کتابها ، در تماشای هوای #بارانی ، میآیم سروقت خودم و بی مقدمه میپرسم « #غمی-که-نداری؟! » بعد میروم ته دلم را نگاه میکنم میگویم « #از-آن-غمها؟! #نه! » بعد خیالم راحت میشود بلند میشوم میروم! بعد پشت سر خودم #یواشکی میگویم یک عمر بازی کردیم! #غم نفهمیدهای تو . . .
مـن
13 سال و 2 ماه و 13 روز و 59 دقيقه قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .