من علیرضا هستم
چشمانم ابدیت را تکرار می کنند تو دیدی و رفتی ؟ !
من علیرضا هستم
به رقم تمامی دنیاهایی را که آب می برد وقت خواب می خوابم شاید دنیای بی تو بودنم را آب ببرد...
من علیرضا هستم
طعنه می زنند بر من روزهای بی کسی... پشت دست دلم را داغ می کنم دیگر عاشق نشود !
من علیرضا هستم
لهجه عشق گرفته ام بس که با تو زیسته ام. مرا در آغوش بگیر دلم یک بغل خاطره می خواهد....
من علیرضا هستم
نمی دانم چه هیزم تری فروخته ام که آتش هیچ عشقی در من روشن نمی شود.
من علیرضا هستم
بی " من " و " تو " هم می گذرد روزگاری که برای ما "ما" را نخواست...
من علیرضا هستم
چشمانم رنگ انتظار گرفته اند...............
من علیرضا هستم
بــوســههــايــت، انــار را مــيتــرکــانــد! نفــسهــايــت، سيــب را مــيرســانــد! آغــوشــت، ابــر را مــيبــارانــد! پــائيــز تــرينــي تــو!
من علیرضا هستم
پيــراهــنت در بــاد تــکان مــي خــورد! ايــن تنــها پــرچمــي اســت کــه دوســتش دارم!
من علیرضا هستم
دیوار به دیوار در به در ای مردمان بی خبر افسوس از این بی خبری از یاد بردید خویشتن
من علیرضا هستم
چرادستام یخ کرده......چرا یا رب چرا یا رب؟