سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
به افسردگیهاتون پاستیل و بستنی و لواشک بدید
سردردهای من
و قسم به پيام هايي كه نخونده پاك ميشن...
سـیـاوشــ
تازه شروع شد بدبختیها و کلی کار... ولی حس میکنم یه بار سنگین از رو شونهام برداشته شد
سـیـاوشــ
ازم هیچی نمیخوای... چون میدونی اگه چیزی رو بتونم بدون گفتن تو انجام میدم
سـیـاوشــ
تورو دوست دارم همین کافیه... یه دنیارو با تو تحمل کنم
سـیـاوشــ
دنیا بی چشمهات؟ حرفشم نزن
سـیـاوشــ
دنیا بی چشمهات؟ شوخی میکنی؟
سـیـاوشــ
دنیا بی چشمهات؟ مگه میشه؟
سردردهای من
متنفرم از خاطره هایی که وقتی بهشون فکر میکنم بعد به خودم میگم وای من چقدر خر بودم