دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ツglorious sunツخورشید بانو

دختر ها شیطنت های خاص خودشان را دارند! برچسب هرزگی بر خنده های آنان نزن!!!!!!!!!!!!! درباره »
ツglorious sunツخورشید بانو
زن - متاهل
امتیاز: 7506

دنبال‌شدگان

(803 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(748 کاربر)

گروه‌ها

(99 گروه)

بازدید

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

منــــو با نـــــگیر مــــن چیـــزیهـــ کــــه ... امــــــا مــــــن داره بــــه اینکـــهــ ” ” باشیـــــ

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

سلام و درود

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

من 1ساعت دیگه باز میام فعلا بابای

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم* یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش کل خیابون رو برداشته بود … دختره میگه گربس؟! پـَـــ نــه پـَـــ نهنگه اختلال ژنیتیکی پیدا کرده

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ به مامانم میگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ گفتم آستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

ماد زن.....@roya330 دنبالت کردم

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@فاطمـــ... تنها برای تو می نویسم برای تو که برق چشمانم را زنده می کنی برای دستان تو که گرمای عشق را خجالت زده می کند برای لبانت که جز ترنم محبت را نمی بوسند برای تپش های قلبت که نبضم را به زدن وا می دارد با توست که روز و شبم معنا دارد تنها برای تو می نویسم

این ارسال را بازنشر کرده است.
ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

نه لایک.......... نه پیام خصوصی.........نه خطاب...........هیییییییییییییییییییییی............خدایا یهنی میشه

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

از تو که حرف می زنم، همه فعلهایم ماضی اند، ماضی خیلی خیلی بعید کمی نزدیکتر بنشین دلم برای یک حال ساده تنگ شده است!

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند... چشم ها را بستند و چه با دل کردند... وای سهراب کجایی آخر؟... زخم ها بر دل عاشق کردند.... خون به چشمان شقایق کردند !........ تو کجایی سهراب؟ ............که همین نزدیکی عشق را دار زدند, ....همه جا سایه ی دیوار زدن ! وای سهراب دلم را کشتند

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری (شکسپیر)

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم! از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ...، 10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش ... مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ... بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد ... آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت : منو چی فرض کردی؟ اینکه سالنامه 1390 هست! تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟ و اینگونه بود که مژی هنوز مجرد است

ツglorious sunツخورشید بانو
66463231705117865733.jpg ツglorious sunツخورشید بانو

شباهت در حد تیم ملی !

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

بچه ها سرعت شماها هم پایینه؟