tamana
ما را به این زمین ِ خسته می آوری رهایمان می کنی تا خود را به گناه بیالاییم آن گاه می گذاری پشیمانی بکشیم یک آن لغزش و یک عمر اندوه... گوته
tamana
نشستم . . . . خسته شدم . . . . دیگر قایق نمیسازم . . . . پشت دریا ها هر خبری که میخواهد باشد باشد . . . . وقتی از تو خبری نیست . . . . قایق میخواهم چه کار . . . . مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است . . . . !
tamana
تلخ ترین دارو که در تاریخ بشریت ساخته شده است . . . . . صبوری است
tamana
هستند کسانی که با بودنشان به ما ثابت می کنند " تنهایی " چه نعمت بزرگیست .
tamana
در این زمانه گرگها هم افسردگی مفرط گرفتن ،به جای اینکه گوسفند بدزدند به نی چوپان گوش میدهند وگریه میکنند...
tamana
آنکه دستش را اینقدر محکم گرفته اي دیروز عشق من بوددستت را خسته نکن. محکم یاآرام فردا تو هم تنهایی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
tamana
از دلنوشته هاي خودم________ای دوست باد بدست به کجا میروی که جانت از حریر نیست زندگی کفش برون فتاده از پاست وقتی بریده از همه تنها میروی چراغ مهر بیافروز که خدای گناه بخش لحظه ها را فرصتی تازه خواهد داد برای حاصلخیز شدن درخت وجود آدمیان هفت آسمان به تسخیر لحظه های معراج عشق در آمد تو هفت وجب عشق را معراج کن و میل سرمه مهربانی را به دیده ات کش که شب مهتابی زندگی را تا رسیدن به سپیده عشق زمانی نیست