tamana
به پیش روی من، تا چشم کار می کند ،دریاست! چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست! در این ساحل که من افتاده ام خاموش. غمم دریاست ،دلم تنهاست...
tamana
آنقدر آه کشیدم زجهان سیر شدم ،صورتم گرچه جوان است ولی پیر شدم...
tamana
اینقدر دستهایت را باز نکن مترسک...کسی تو را درآغوش نمیگیرد...ایستادگی تنهایی می آورد...
tamana
نگو بارگران بودیم و رفتیم ،آخه اینا دلیل محکمی نیست بگو با دیگران بودیم رفتیم...!!
tamana
برهنه می آییم،برهنه می پوسیم،برهنه میمیریم،با این همه عریانی هنوز قلب هیچکس پیدا نیست!!
tamana
نامردی حتی در حق تو.....!!!!
tamana
خدایا...در انجماد نگاه های سرد این مردم....دلم برای "جهنمت " تنگ شده است.
tamana
آهــــاے پســــر! ... حواســــت باشــــہ ...! ایــــטּ دختــــرے كــــہ بــــہ تــــو دل داده خیلــے هــــا در " آرزوے نیــــم نگاهــــش " هستنــــد ... لیاقــــت داشتــــہ بــــاش ..............!
tamana
یارو با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب. طرف می گه : منم اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی
tamana
تو نیستی اما من برایت چای می ریزم دیروز هم نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم دوست داری بخند دوست داری گریه کن و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرقی می کند باشی یا نباشی من با تو زندگی می کنم