♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
کاشکی الآن برای من هم اتفاق می افتاد مدت هاست که کسی از این پیام ها بهم نداده
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـتـــ و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانتــــ بیـــرون میکشـــم بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمتــــ و نیسـتـــی
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
بچه که بودیم مریض میشدیم مامان بابای بیچارمون شب تاصبح بالاسرمون بیدار بودن حالاکه بزرگ شدیم مادر پدرمون که مریضن بهشون سر که نمیزنیم هیچ خودشونم بهمون زنگ میزنن ازمون خواهش میکنن ببریمشون دکترمیگیم نمیتونم کاردارم و گوشی رو سرشون بی تفاوت قطع میکنیم!!!!!خاک توسرمون انسانیتمون کجارفته؟؟؟؟؟؟لایک نمیخوام فقط خواهشا قدرپدرمادرتونوبدونین
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
چه خبر از دل تو ؟ نفسش مثل نفسهای کوچک دل من می گیرد ؟ یا به یک خنده ی چشمان پر از ناز کسی میمیرد ؟ چه خبر از دل تو ؟ دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من می گیرد ؟ مثل رؤیای رسیدن به خدا ..... همه شب تا به افق دل من نیز آزادگی قلب تو .... پر می گیرد ؟ چه خبر از دل تو ؟
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
هنوز هم عاشقانههایم را عاشقانه برای تو مینویسم.. هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف میزنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. این روزها دیگر پشت پنجره مینشینم و به استقبال باران میروم. میدانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است.. میدانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است، کسی که جز تو نیست بازمیگردد.. میدانم تمام میشود و ما رها میشویم؛ پس بگذار بخوانم: اولین عشق من و آخرین عشق من تویی نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی.
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
در نگاهت جا مانده ام ، چشم هايت را آسوده ببند ، خيال رفتن ندارم .
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
آدمی که بی صدا قهر می کند می خواهد که بماند که دوباره بخواهد که دوباره خواسته شود وگرنه رفتن را که بلد است
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
هـــــــر نفـــس ، درد اســـت که میکشـــم !!! ای کــاش یا بـــــــــــودی ، یـــــا اصـــلا نبودی !!! ایـــــن که هســـتی و کنــــارم نیســــتی ... دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد . . .
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
کاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند سادگي،مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانون هايمان يکدم رعايت مي شدند اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب کاش روزي چشمهایمان با صداقت مي شدند گاهي از غم مي شود ويران دلم ، اي کاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
و حدس مي زنم شبی مرا جواب ميكني و قصر کوچك دل مرا خراب ميكني سر قرار عاشقي هميشه دير کرده اي ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني من از کنار پنجره تو را نگاه ميكنم و تو به نامديگري مرا خطاب مي کني چه ساده در ازاي يك نگاه پاك و ماندني هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام تو کمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني و کاش گفته بودي از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب مي کني