♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
خسته شدم! خسته شدم بس که نوشتم . . . بس که گفتم و دیگران فکر کردند شعار میدم . . . بس که گفتم و کسی صدامو نشنید . . . خسته شدم بس که خواستم و نشد . . . میگن زندگی روی خوش هم داره . . . شما هم شنیدین؟ من شنیدم اما نشنیدم کسی زیاد دیده باشه . . . بر سنگ قبرم بنویسید! خسته بود . . . خسته بود . . . خسته بود . . . خسته تر از آهی سرد . . .!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
پشت دیوار حیاط تو سکوت خلوت شب با صدای نم نم بارون من در آغوش تو تو در آغوش من چه لحظه زیبایی بود تورا بوسیدن اما زمان کوتاه بود و یک روز در پشت دیوار حیاط تنها به انتظار نشستم تکیه بر دیوار زدم و گریه کردم چون تو دیگر در آغوشم نبودی تا گرمای تو قلب سردم را دوباره زنده کند ولی یک خاطره زیبا در پشت حیاط یک ویلا بر جای ماند
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
برای تـو می نویسم .. برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست ... برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست .. برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است... برای تویی که مرا مجـذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی... برای تویی که وجودم را محـو وجـود نازنین خود کردی... برای تویی که قلبت پـا ک است ... برای تویی که در عشق ، قـلبت چه بی باک است...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
خدای من ! نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی … میان این دو گمم ! هم خود را و هم تو را آزار میدهم … هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی … آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ” ! خدایا هیچ وقت رهایم نکن !
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
برای تویی که قلبت پـاک است... برای تو می نویسم........ برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست... برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست... برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است... برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی... برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی... برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ... برای تویی که سـکوتـت سخت ترین شکنجه من است.... برای تویی که قلبت پـاک است... برای تویی که در عشق ، قـلبت چه بی باک است... برای تویی که عـشقت معنای بودنم است... برای تویی که عـشقت معنای بودنم است... برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است... برای تویی که آرزوهایت آرزویم است.......... دوستت دارم تا ........! نه...! دیگر برای دوست داشتن هایم تایی وجود ندارد بی حد و مرز دوستت دارم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
گردنــم درد می کنــد ... از بــس همــه چیــز را گــردن مــن انداختــی ! دوســت نداشتنــت را ... خیانتــت را ...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
کاش دفتر خاطراتم چـــراغ جــادو بـــود! تـا هـــروقت از ســر دلـتنـگــی ... به رویـش دست می ڪـشیدم ، تــو از درونـش ... بـا آرزوی من بیـــرون مـی آمدی...!!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
اینجا... آدم که نه! آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند! و جالب تر ! اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکند تا میزبان سیاهی دیگری باشد! شهر من اینجا نیست! اینجا... همه قار قار چهلمین کلاغ را دوست می دارند! و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد! شهر من اینجا نیست! اینجا... سبدهاشان پر است از تخم های تهمتی که غالبا "دو زرده" اند! من به دنبال دیارم هستم, شهر من اینجا نیست... شهر من گم شده است!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
رفتنت کافی نبود؟ حالا داری در شعر های دیگران پرسه می زنی؟! شعرم را حلالت نمی کنم اگر بین واژه های نا محرم ببینمت…!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
نفس که میکشم چیزی در انتهای وجودم فریاد میزند که بس است بالا نیا...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
من یاد گرفته ام " دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... " ولی نمی دانم چرا ... خیلی ها ... و حتی خیلی های دیگر ... می گویند : " این روز ها ... دوست داشتن دلیل می خواهد ... " و پشت یک سلام و لبخندی ساده ... دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده دنبال گودالی از تعفن می گردند... اما من " سلام " می گویم ... و " لبخند " می زنم ... و قسم می خورم ... و می دانم ... " عشق " همین است ...به همین سادگی
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
گفت بزن به سلامتي پت و مت!!! گفتم حتما بخاطر اينکه خنده دار بودن......؟؟؟ گفت نه..............به اين خاطر که تا تهش باهم بودن...!!!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
امکان هجرت تو تراوش می کند،از خطوط مبهم نگاهت من پیشتر،دیده بودم جرقه محال ماندنت را در سایش دستانمان به رفتنت ایمان دارم، چون ماهی آزاد به جریان آب نبودنت، مرا در سطح بزرگ اشکهایم پر از عطش میکند چقدر سنگین شده اند شانه هایم! آخر بعد از تو ترازوی تنهایی ام شده اند...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
خدا را چه ديدی ؟! شايد دوام آوردم ... هر تمام شدنی كه مرگ نيست گاهی می توان كنارِ يك پنجره ... سيگار به دست و منتظر « پوسيد »...