ســــــــــام
تنها چیزی که میتونه واقعا باعث همدلی آدمها بشه بدبختی مشترکه.....! دمت گرم چرلی چاپلین
ســــــــــام
از عشق حرف نزن وقتی پر از شهوتم...... بگذار بزرگترین گناهم ...... سیگارم باشد.....
ســــــــــام
گریه ی ِ آخر ِ شب هایم ، انگار کافی نبوده ! این روزها ، اوّل ِ صبح ها هم گریه می کنم.. آی آدمها ، این ها که می نویسم ، یعنی ؛ چقدر زیاد دلم می خواهد ، کسی باشد.. بپرسد : خوبی !!؟
ســــــــــام
گفتم ای جنگل پیر ، تازگیها چه خبر ؟ پوزخندی زد و گفت : هیچ ، کابوس تبر
ســــــــــام
قصه های ِ دلتنگی ام را می نویسم و لایک میزنند !! دنیای ِ غریبی ست ! مردم "دلتنگی ِ"دیگران را دوست دارند ...!
ســــــــــام
ه اندازه ی نوشیدن یک فنجان قهوه ی تلخ بمان بمان و تحمل کن من نگران بعد رفتنت نیستم من نگران خاطرات شیرین لحظه های با تو بودنم که همه را با رفتنت تلخ میکنی پس بمانو با نوشیدن یک فنجان قهوه کام خود را برای مدتی هرچند کوتاه تلخ کن و بدان مدتها کام که نه زندگی من را تلخ کردی ومن... تلافی جز تارف یک فنجان قهوه ی تلخ به تو نداشتم...
ســــــــــام
گفت: حالت را نمی پرسم می دانم خوبی, عکس هایت همه با لبخندند!! و نمی دانست عکاس که می گوید سیب… من یاد حماقت حوا می افتم و پوزخند می زنم…
ســــــــــام
در هنگام مشکلات سکوت کن . شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد ....
ســــــــــام
دوستت دارم" جمله به افتضاح کشیده شده ای است که مردان فاحشه آن را در گوش زنانی زمزمه می کنند که تنها رسالتشان یک شب هم بستری ست.. و در انتهای این هم آغوشی هر زن تنها خطی خواهد شد در انتهای چوب خطهایشان..................هنری فورد
ســــــــــام
پوکه گلوله روی زمین افتاد...ته سیگار هم!!! دود از دهانه ی اسلحه خارج شد...از دهان مرد هم!!! زمین افتادم... مرد یک قدم جلو امد... نور توی صورتش افتاد... شناختمش... تنهایی ام بود...!!! نگاهش کردم... نگاهم کرد! هر دو خندیدیم... . . . . . چقدر بزرگ شده بود...
ســــــــــام
خدایا به آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز . . . که بزرگترین گناه شکستن دل آدمیان است