هی #فلانی! دیگر هوای برگرداندنت را ندارم… هرجا که دلت میخواهد برو… فقط #آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر #آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه #چشمانت، باز هم آرام نگیری… و اما من… بر نمیگردم که هیچ! عطر #تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم، که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با #خاطراتم قدم بزنی!
#آدم هایی هم هستند در این دنیا که هیچ چشم داشتی به #زندگیت ،مالت، #تحصیلاتت ندارند.. این ادم ها #زندگی را در لبخندی از تو،مهربانی کردنت،بودنت می دانند.. #دوست داشتن و دوست داشته شدن برایشان کافی است.. #محبت.. و این آدم ها را همیشه #فکر می کنیم که #قدرشان را می دانیم اگر یک روزی وارد #زندگیمان بشوند.. اما به تو می گویم اینطور نیست..در مقابلشان #قدر نشناس ترین آدم ِ #زندگی اش می شویم.. این آدم ها که به #زندگیمان می آیند فراموش می کنیم که مهربانی یعنی چه.. به #سرعت نور دور میشویم.. تنهایشان می گذاریم.. ذره ذره روحشان را خرد می کنیم که تنها که در #خیابان می روند #اشک هایشان #صورتشان را می پوشاند.. و این جواب ِ تمام ِ #سادگی و #دوست داشتن است که بی هیچ چشم داشتی #نصیبشان میشود من #دوستتون دارمــــــــــــ بدونه هیچ #چشمــــــــــــــ داشتی
رفتم نشستم کنارش.. گفتم: برای چی نمیری #گلات رو بفروشی؟ گفت:بفروشم که چی؟ تا دیروز #میفروختم که با پولش ابجیمو ببرم #دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد .. بعد با گریه گفت:تو میخواستی گل بخری؟ گفتم:بخرم که چی؟ تا دیروز میخریدم برای #عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...! اشکاشو که پاک کرد, یه گل بهم داد با #مردونگی گفت: بگیر باید از نو شروع کرد تو بدون #عشقت,من بدون خواهرم ............!
یکروز علم پیشرفت می کنه و میشه از روی “دی ان ای” آدما یک کپی ازشون ساخت ! اونروز من این تار موی یادگاری رو می برم و یک عدد “تو” از روش می سازم و بات ازدواج می کنم تا چشت دراد ! .