وحید
" یگانگی " بر قله ایستادم . آغوش باز کردم . تن را به باد صبح ، جان را به آفتاب سپردم . روح یگانگی با مهر ، با سپهر ، با سنگ ، با نسیم ، با آب ، با گیاه ، در تار و پود من جریان یافت ! موجی لطیف ، بافته از جوهر جهان ، تا عمق هفت پرده تن را ز هم شکافت . ” من “ را ز تن ربود ! ” ما “ ماند ، راه یافته در جاودانگی ! فریدون
وحید
مرتضی پاشایی : همیشه یه آدم , با یه خاطره یا یه احساس خاص هست , که رو کاغذ یا تو ذهنمون باهاش در دل می کنیم. تقدیم به همه کسایی که چه تو دلشون , چه تو زندگیشون یکی هست دوستتون دارم تا ابد ...
وحید
"از نفرتی لبریز" ما نوشتیم و گریستیم ما خنده کنان به رقص بر خاستیم ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ... کسی را پروای ما نبود. در دور دست مردی را به دار آویختند : کسی به تماشا سر برنداشت ما نشستیم و گریستیم ما با فریادی از قالب خود بر آمدیم "احمد شاملو"
وحید
مرا ورق می زنی می گذرم از تو از برگ های باران خورده از دوست داشتن .... ورق می خورم . تکراری دوباره کتاب هایی از جنس خاک سکوت زمین.... تن خسته من سال هاست بوی غم می هد. این بار فصل دوباره ای در راه است « سحر رومی »
وحید
من از تاریکیه شبهای فرداسوز می ترسم ازاین تنهایی تکراریه هر روز میترسم من از شب سایه های پشت هر دیوار میترسم از این تخریبو فرسایش از این آوار میترسم بدون برق چشمات از شبو فانوس میترسم بدون تو نمی میرم فقط با مرگ درگیرم بدون مرحم دستات یه زخم کهنه و پیرم نمیتونم نمیمیرم فقط با مرگ درگیرم نمیمونم میدونم از این تکرار دلگیرم
وحید
نقاشی می کشم# دنیای# وارونه ام را ، از اینجا تا بی انتهایی تو رنگ در طرح بوسه ای بر باد درختی در آغوش خاک آسمانی بی ماه طبیعتی برهنه و من چشمانم حکایت ها دارد ..
وحید
مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند. "آلبرت انیشتین"
وحید
دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.* انیشتین
وحید
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند. (مونتسکیو)
وحید
ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی میترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!
وحید
یکی هست مرتضی پاشایی رسید
وحید
رابطه دو چشم با هم: آیا از رابطه دو چشم باهم آگاهی دارید؟ هیچ گاه یکدیگر را نمی بینند با هم مژه میزنند با هم حرکت میکنند با هم اشک میریزنند باهم می بینند با هم می خوابند با ارتباط عمیق با هم شراکت دارند ولی وقتی یک زن را می بینند یکی چشمک میزنه و دیگری نمیزنه ! نتیجه اخلاقی قضیه: زنها توانائی قطع هر ارتباطی را دارند !
وحید
چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تو هستند چگونه از آنها استفاده میکنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟
وحید
در دنیا فقط 3 نفر هستند که بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را برطرف میکنند، پدر و مادرت و نفر سومی که خودت پیدایش میکنی، مواظب باش که از دستش ندهی و بدان که تو هم برای او نفر سوم خواهی بود چرا که در ترسیم تقدیرت نیز نقش خواهد داشت.