وحید
سه چیز را از هم جدا کن: عشق، هوس و تقدیر چون اولی مقدس است و دومی شیطانی اولی تو را به پاکی می برد و دومی به پلیدی
وحید
همیشه به یاد داشته باش: اگر در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار اگر در سفره ای نشستی شکمت را نگه دار اگر در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار اگر در نماز ایستادی دلت را نگه دار
وحید
دو چیز را همیشه فراموش کن:
خوبی که به کسی می کنی
بدی که کسی به تو می کند
وحید
در انبوه صداهای دودزده کافه های تکرار... وقتی بیصدا به اسپرسوی مقابلت خیره میشوی... ناخواسته از چشمانت ابدیتی میسازی ... تلخ..بی پایان..تیره.. و افسونگر...!
وحید
نقــاش بـاشـی! چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم... نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟
وحید
با بغض میگوید : زن که باشی گاهی بی دلیل اشک میریزی و با تمامی تلاشت...ریز ریز خرد میشوی ...! آرام اشکش را پاک میکنم با صدای خسته میگویم : مرد که باشی بیشتر و بیشتر تلاش میکنی بی صدا خرد میشوی حق اشک ریختن هم نداری ...!
وحید
اشکی که بی صداست
پشتی که بی پناست
دستی که بسته است
پایی که خسته است
دلی که عاشق است
حرفی که صادق است
شعری که بی بهاست
شرمی که اشناست
دارایی من است
ارزانی شماست
وحید
. گرگه در خونه بزبزقندی رو میزنه شنگول میگه: کیه؟ گرگه میگه : منم آقا گرگه شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن !!!
وحید
به غضنفر میگن چرا خودکشی کردی؟ افسردهای؟ میگه نه بابا، خوبم، میخواستم تو اوج خداحافظی کنم ! .
وحید
غضنفر میره رستوران میگه : جوجه دارین ؟ گارسون : آره میگه : دونش بدین نمیره !
وحید
غضنفر می ره عیادت مادرزنش. می پرسه “بهتری؟”
مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”
غضنفر می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”
.
وحید
غضنفر به نامزدش اس ام اس می ده: عزیزم! من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت. اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون!
وحید
تلویزیون داره میگه : جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن ... یهو مامانم برگشته میگه : مسیرشون مشخصه دیگه ... اینترنت ..آشپزخونه... اینترنت...دستشویی... اینترنت...تخت خواب ...!!!