۩۞۩وحید۩۞۩
6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و گفتگو.
۩۞۩وحید۩۞۩
اگه بومیده چرا اومدى واسه کار ،تو که تحمل چند دقیقه شستشوى دستشویى ندارى (رستوران)هى چه بگم والا خدایا شکرت نفسى می آید و میره وبنده کوچکت شکرگذارنعمت هایت هست.نقظه سرخط . . .
۩۞۩وحید۩۞۩
آهاى احسان على خانى بشنو حرفهاى منو دانشجوى رشته ى مدیریت باصبر وتحمل وسختى مرد شدم واسه خودم،بازم بگم یا بسه ! ها!حتى شده دستشویىبشورم مثلا هستن کسانىمنظورم پسرهاى لوس وبدون کارکردن مفت ومجانىپول میخوان :یارو باید دستشویىبشوره میگه که بو میده!؟واقعاکه متاسفم
۩۞۩وحید۩۞۩
حتى شده توخونمون لباس کل خانواده ام و ظرف بشورم اونم بادست آخه لباس شویى نداریم در روزهایى که حال پدر ومادرم خوب نبود و. . . آها حتى شده چوپانى کنم یعنى گوسفنداى پدربزرگم آره آقاى على خانى شاید حرف هامو بشنوى از مجرى گرى ات استعفا کنى که مزاح میکنم
۩۞۩وحید۩۞۩
کار مرغدارى،وکشتارگاه،قنادى،و کار انواع میوه . . . که توزمین کشاورزى هست وحالا کار رستوران،البته کارم کاشى کارى هست ولى همه کار میکنم بله آقاى على خانى این چنین هست آقا وحید حتى تو باغ بابابزرگم هم خیلى کارا میکردم که مفصله
۩۞۩وحید۩۞۩
به احسان على خانى رودررو میگفتم:انواع کارمن که تو روستاوشهرم کار کردم باسختى ومشکلات:انواع کارساختمانى مثلا ملات ،آجر،کاشى کارى،گچ کارى،سیمان کارى،کار جو ،گندم توزمین کشاورزى،کار پنبه چینى ،خربزه وهندوانه چینى،کار شالى کارى که توگل هست همون برنجى که میخورید
۩۞۩وحید۩۞۩
میگم که اگه احسان على خانى از من بپرسه تو ماه عسل البته اگه دعوت کردند ازشبکه سه امسال که نشد حالا ماه رمضان سال دیگه:که وحیدچه کارامیکنى؟ این سوال رواز نوجوانى توماه عسل امسال پرسید یادم اومد که گفت آجر میندازم بالا ومجرى تعجب کرداگه جاى اون نوجوانه بودم
۩۞۩وحید۩۞۩
أووف سرم درد میکنه ،بدجور! امشب هم تو رستوران مجلس هست
۩۞۩وحید۩۞۩
میگم ها نزدیک دوماه به لپ تاب ونت دسترسى نداشتم اممم تو خونه گذاشتمش حالا با خودم که فکر میکنم لپ تابمو بیارم یانه؟! ها ! نمیدونم بیارم مشهد یا. . .
۩۞۩وحید۩۞۩
سلام سلامتى ؟میگم هارمضان گذشت عید آمد عید هم گذشت چیزى که می مونه کار نیک وعمل صالح تو ماه بندگى که بود وگذشت ، إ راستى عیدتون مبارک البته با تاخیر آخ آخ خونه نبودم عیدفطر !
۩۞۩وحید۩۞۩
صد رحمت به روستاى خودم که راحتى وآرامش و . . . خوبه ولى تو مشهد مردم هاش ماتم زده اند ،ناراحتى و. . . / هرکارى کارخودش ومیکنه انگار تو خیابون سوزن گم کردن که کسى وهم صدامیزنى انگارنه انگار لپ کلام :طلب کار اند انگارى والا . . . / وحید اینم ازاینى که میگفتى
۩۞۩وحید۩۞۩
آخ آخ ناخنم درد میکنه! داشتم دیگ میشستم که یه دفعه ناخنم درد گرفت.همچنین دستم سوخت نه اون قدر زیاد یکم ولى میسوزه !