***هیچ مانعی وجود ندارد ....***وحید***هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام كاری بگیرید میتوانید آن را انجام بدهید. مانع ذهن شماست نه زمان و مکانی که به آن وابسته اید.
ღببخش اگر هر دفعه من تو آشتی پیش قدم میشمღ ღمغرورم اما پیش تو تازه خود خودم میشمღ ღاز سر شوق عشق من اشکی که روی گونمهღ ღببخش که میلرزه دلم وقتی سرت رو شونمهღ
***برای تویی که قلبم را شکستی می نویسم***وحید***از من گفتن***برای تویی که قلبم را شکستی می نویسم : تویی که خاطراتت تنها امید زیستن برای من است « همچنان دوستت دارم » می دانم که تو هیچگاه این جمله را درک نخواهی کرد اما نمی دانم چرا شاید تو هنوز وسعت عشق مرا در نیافته ای شاید تو هنوز نمیدانی که من چگونه دوستت دارم یادم می آید که می گفتی ساده باش حال ساده می گویم : « دوستت دارم » اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتون و پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه! v.s
***گاهی دلم برای جوانی تنگ می شود***غروب گفت: اگرچه زیبا ترین و تماشایی ترینم و طلوع را می توانم سرخ و گریان سازم اما گاهی عجیب دلم برای طلوع تنگ می شود آسمان گفت : اگرچه آبی و نیلگونم و درخشان از ماه و ستارگانم اما گاهی دلم برای زمین تنگ می شود وغم دوریه زمین مرا بارانی می کند خورشید گفت : گرچه گرم و خیره کننده ست روشنایی ام و تمام زیبایی ماه از من است اما حسرت نوازش مهتاب آزارم می دهد و روزی نیست که دلتنگش نشوم دریا گفت : اگرچه زلال و پاکم و امواجم مدام بر تن سخره ها مشت می کوبند ولی هیچ گاه لبان خروشانم برای گرفتن بوسه ای حتی سرد به لب سخره ها نمی رسند و غم دوری ساحل دلم را عجیب تنگ می سازد در این لحظه ماه رو به من کرد و گفت : تو نیز بگو کیستی و برای چه دلت تنگ است !! گفتم اگرچه جوانم و دلم از جوانی سوخته و گشته سپید گیسوانم اما گاهی دلم برای جوانی تنگ می شود من یک نفس عمیق بر درک جوانی ام . . . ***وحید***v.s***
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنمباشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه میداند شاید امروز نیز روز مبادا باشد وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها هر روز بی تو روز مباداست آیینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند آیینه ها که دعوت دیدارند دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار دیوارهای صاف دیوارهای شیشه ای شفاف دیوارهای تو دیوارهای من دیوارهای فاصله بسیارند آه.. دیوارهای تو همه آیینه اند آیینه های من همه دیوارند.
***من اینجا خیلی تنهام ***وحید***یه روز بهم گفت: «میخوام باهات دوست باشم؛آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام» یه روز دیگه بهم گفت: «میخوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام» یه روز دیگه گفت: «میخوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام» یه روز تو نامهش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه میدونی؟من اینجا خیلی تنهام» براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره میدونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام» یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام» براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره میدونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام» حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه (من هنوز هم خیلی تنهام)
***آخر و عاقبت عاشقی...***وحید***تا حالا شده عاشق بشین؟؟؟ میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟ میدونین عشقق چه مزه ای داره؟؟؟ میدونین عشق چه بویی داره؟؟؟ میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟ میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟ مدونین قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟ میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟ میدونین ...؟؟؟v.s
وقتی يه روز ديدي خودت اينجايي و دلت يه جاي ديگه … بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدي
طوري ميشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق مي تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن
همه چی با يک نگاه شروع ميشه
اين نگاه مثل نگاهای ديگه نیست ، يه چيزی داره که اونای ديگه ندارن ...
محو زيبايي نگاهش ميشي ، تا ابد تصوير نگاهش رو توي قلبت حبس مي كني ، نه اصلا مي زاريش توي يه صندوق ، درش رو هم قفل مي كني تا كسي بهش دست نزنه.
حتي وقتي با عشقت روي يه سكو مي شيني و واسه ساعتهاي متمادي باهاش حرفي نمي زني ، وقتي ازش دور ميشي احساس مي كني قشنگترين گفتگوي عمرت رو با كسي داري از دست ميدي.
مي بيني كار دل رو؟
شب مي آي كه بخوابي مگه فكرش مي زاره؟! خلاصه بعد يه جنگ و
جدال طولاني با خودت چشات رو رو هم مي زاري ولی همش از خواب میپری ...
از چیزی میترسی ...
صبح كه از خواب بيدار ميشي نه مي توني چيزي بخوري نه مي توني كاري انجام بدي ، فقط و فقط اونه كه توي فكر و ذهنت قدم مي زنه
به خودت مي گي اي بابا از درس و زندگي افتادم ! آخه من چمه ؟
راه مي افتي تو كوچه و خيابون هر جا كه ميري هرچي كه مي بيني فقط اونه ، گويا كه همه چي از بين رفته و فقط اون مونده
طوري بهش عادت مي كني كه اگه فقط يه روز نبينيش دنيا به آخر ميرسه
وقتي با اوني مثل اينكه تو آسمونا سير مي كني وقتي بهت نگاه مي كنه گويا همه دنيا رو بهت ميدن
گرچه عشق نه حرفي مي زنه و نه نگاهي مي كنه !
آخه خاصيت عشق همينه آدم رو عاشق مي كنه و بعد ولش مي كنه به امون خدا
وقتي باهاته همش سرش پائينه
تو دلت مي گي تورو خدا فقط يه بار نيگام كن آخه دلم واسه اون چشاي قشنگت يه ذره شده
ديگه از آن خودت نيستي
بدجوري بهش عادت كردي ! مگه نه ؟ يه روزي بهت ميگه كه مي خواد ببينتت
سراز پا نمي شناسي حتي نميدوني چي كار كني ...
فقط دلت شور میزنه آخه شب قبل خواب اونو دیدی...
خواب دیدی که همش از دستت فرار میکنه ...
هیچوقت براش گل رز قرمز نگرفتی ...چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم نخواستی فکر کنه تو دروغ میگی آخه از دروغ متنفره ...
وقتي اون رو مي بيني با لبخند بهش میگی خیلی خوشحالی که امروز میبینیش ...
ولی اون ...
سرش رو بلند مي كنه و تو چشات زل ميزنه و بهت ميگه
اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كنی !
دنيا رو سرت خراب ميشه
همه چي رو ازت مي گيرن همه خوشبختيهاي دنيا رو
بهش مي گي من … من … من
ادامه اش:از جاش بلند ميشه و خيلي آروم دستت رو میبوسه میذاره رو قلبش و بهت میگه خیلی دوستت دارم وبرای همیشه تركت مي كنه
ديگه قلبت نمي تپه ديگه خون تو رگات جاري نميشه
يه هويي صداي شكستن چيزي مي آد
دلت مي شكنه و تكه هاي شكستش روي زمين ميريزه
دلت میخواد گریه کنی ولی یادت می افته بهش قول داده بودی که هیچوقت به خاطر اون گریه نمیکنی چون میگفت اگه یه قطره اشک از چشمای تو بیاد من خودم رو نمیبخشم ...
دلت میخواد بهش بگی چقدر بی رحمی که گریه رو ازم گرفتی ولی اصلا هیچ صدایی از گلوت در نمیاد
بهت میگه فهمیدی چی گفتم ؟با سر بهش میگی آره!...
وقتی ازش میپرسی چرا؟؟؟میگه چون دوستت دارم!
انگشتری رو که تو دستته در میاری آخه خیلی اونو دوست داره بهش میگی مال تو ...
ازت میگیره ولی دوباره تو انگشتت میکنه ...میگه فقط تو دست تو قشنگه...
بعد دستت رو محکم فشار میده و تو چشمات نگاه میکنه و...
بعد اون روز ديگه دلت نمیخواد چشمات رو باز نمي كني
آخه اگه بازشون كني بايد دنياي بدون اون رو ببيني
تو دنياي بدون اون رو مي خواي چي كار ؟
و براي هميشه يه دل شكسته باقي مي موني
دل شكسته اي كه تنها چاره دردش تويی...
تمام
ببخش اگه تو گریه هام، دو رنگی و ریا نبود اگر که دستام مثل تو، با کسی آشنا نبود ببخش اگر تو عشقمون، کم نمیذاشتم چیزی رو ببخش که یادم نمی ره، اون روزای پاییزی رو ببخش اگه تو قصه امون، دو رنگ و نامرد نبود ببخش که عاشقت بودم، خسته و دلسرد نبودم ببخش که مثل تو نشد خیانت و یاد بگیرم اگر که گفتم به چشام، بذار واسه تو بمیرم لیاقت دست های تو، بیشتر از این نبود عزیز من نمی خوام گریه کنی، برای من اشکی نریز لیاقت چشمای تو نگاه پاک من نبود من و ببخش من و ببخش، دلم از تو جدا نبود ببخش اگه تو قصه امون، دو رنگ و نامرد نبود ببخش که عاشقت بودم، خسته و دلسرد نبودم ببخش که مثل تو نشد خیانت و یاد بگیرم اگر که گفتم به چشام، بذار واسه تو بمیرم
***من به همان چند لحظه ام قانعم! تو بیا...***وحید***دیدن عکسهایت، شنیدن صدایت، تکرار خاطره هاست! خاطره هایی به رنگ سبز، به شیرینی لحظه های کنار تو بودن! کاش دوباره خاطره ها تکرار شوند! کاش دوباره در کنار هم بنشینیم و من از بی تابی و بی قراری دلم برایت بگویم. راه رفتن در کنارت آرزوییست همیشگی! گرچه دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی اما روزگار چنین نمی خواهد و من به همان چند لحظه در کنار تو بودن نیز قانعم! v.s
***ببخش اگه از من و تو یه عکس خوشگل کشیدم***وحید***v.s***ببخش اگه از من و تو یه عکس خوشگل کشیدم ببخش اگه رو کاغذم عکس دوتا دل کشیدم ببخش اگه تو قلب من جز تو کس دیگه نبود دوست داشتنت برای من یه اشتباه ساده بود وقتی که دیدمت برام یه حس تازه ای بودی کاشکی تو سرنوشت من یه عشق واقعی بودی دل بستم از رو سادگی، شدی همه دنیای من می بخشمت حالا که نیست پیش تو دیگه جای من نمی دونستم که می خوای ساده ازم دل بکنی ببخش که فکر کرده بودم فقط دیوونه ی منی نذاشتی هیچ بهونه ای واسه دوباره دیدنت گل هات و ور دار و برو دوست ندارم ببینمت
تو رفتی و بعده تو دلم چقدر تنها شد تو رفتی و بعده تو غمم دو صد چندان شد تو رفتی و این دنیا یه جا سرم خراب شد تو رفتی و تمام تشنگی هام سراب شد حالا تو این تنهایی بیاده تو نوشتم شاید یه روز بیایی هستی سرنوشتم تو رفتی و عشقمون واسه همیشه مردو تو رفتی و تنهایی با من همیشه موندو تو رفتی و این دردو بی درمون گذاشتی تو رفتی و این جسمو زنده به گور گذاشتی حالا بدونه تو من زیره بارون نشستم دارم می میرم بی تو یه قایق شکستم... ***V.S***
خدا کنه که بارون بباره بباره بباره آخه تورو به یاد من میاره میاره میاره به یاد اون شبی که واسه آخرین بار دیدمت چطور دلت اومد بری من که تورو می پرسدیدمت؟! اون شب یه جور دیگه من و نگاه می کردی یادمه اون شب با بغض من و صدا می کردی اون شب برای آخرین بار دست من و گرفتی گفتی خدا نگهدار تنهام گذاشتی رفتی خدا کنه که بارون بباره بباره بباره آخه تورو به یاد من میاره میاره میاره به یاد اون شبی که واسه آخرین بار دیدمت چطور دلت اومد بری من که تورو می پرسدیدمت؟!***V.S***وحید***