دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

۩۞۩وحید۩۞۩

i love you : رک و راست ، مهربون،خوش اخلاق،صبور،تحمل ام زیاده،اعتماد به نفس،سختی و مشقت تو زندگی زیا... درباره »
۩۞۩وحید۩۞۩
مرد - مجرد
امتیاز: 17472

دنبال‌شدگان

(2735 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(854 کاربر)

گروه‌ها

(589 گروه)

بازدید

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در دوره

6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و گفتگو.

۩۞۩وحید۩۞۩
13383285069.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

همــه چــی داشــت خــوب پیــش مـــی رفــت ... کــه یهـــو بــه خــودمــون اومــدیــم دیدیـــم بـــــزرگ شـدیــــم !

۩۞۩وحید۩۞۩
13383285057.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کنی لذت ديدن ستاره ها را هم از دست می دی

۩۞۩وحید۩۞۩
13382500013.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

دختر نانسی

۩۞۩وحید۩۞۩
0.gif ۩۞۩وحید۩۞۩

۩۞۩وحید۩۞۩
7.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

نانسی ودخترانش

۩۞۩وحید۩۞۩
6.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

حــرف ِ تـــو کـه می شود... مـن ، چـقـدر نــاشیـانـه ! ادّعــای ِ بـی تــفاوتـی میکــنم !

۩۞۩وحید۩۞۩
5.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

غمگـیـــن تــریـن جــای ِ خــاطــره ، اونجــاییـه کــه کــم کــم احســاس میکنــی چهـــرهَ ش هــــم داره از یــــــادت میـــرِه !!!

۩۞۩وحید۩۞۩
30.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

میگفت پایِ رفتن ندارم .. راست میگفت با سر رفت .. !

۩۞۩وحید۩۞۩
4.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

ای کاش انسانها همانقدر که از ارتفاع میترسیدند از پستی هم میترسیدند ...!

۩۞۩وحید۩۞۩
3.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

هر چه بیشتر میخواهمت دورتر میشوی، بر گردقول میدهم دیگر دوستت نداشته باشم

۩۞۩وحید۩۞۩
2.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

فـصـل امـتـحـانات ... مــن جـز مـرور رنگ چشـــمــانت ... و خـط کشـیــدن زیــر دلتنگــی هــایم ... هــیــچ درســـی نـدارم....!

۩۞۩وحید۩۞۩
1.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

آنان که عشق را میفهمند عـذاب میکشند... و آنان که عشق را نمیفهمند عذاب میدهند...

۩۞۩وحید۩۞۩
11.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

تقدیم به همه ی دنبالری ها!

۩۞۩وحید۩۞۩
14.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

مــــــــــــــــــــــــــــادر مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه ...می‌کنی؟ دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی. وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست! مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد! شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور!

۩۞۩وحید۩۞۩
13.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده من ريشه هاي تو را دريافته ام با لبانت براي همه لبها سخن گفته ام و دستهايت با دستان من آشناست در خلوتِ روشن با تو گريسته ام براي خاطر زندگان