دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

۩۞۩وحید۩۞۩

i love you : رک و راست ، مهربون،خوش اخلاق،صبور،تحمل ام زیاده،اعتماد به نفس،سختی و مشقت تو زندگی زیا... درباره »
۩۞۩وحید۩۞۩
مرد - مجرد
امتیاز: 17472

دنبال‌شدگان

(2735 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(854 کاربر)

گروه‌ها

(589 گروه)

بازدید

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در دوره

6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و گفتگو.

۩۞۩وحید۩۞۩
0841Mabhoot.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

عاشق تو بودن برام افتخاره اگه تو نباشی دلم بی قراره دلم بی قراره واسه با تو بودن می خوام که دستات و بگیرم دوباره ستاره ی من شو تو شبای سردم نیستی که ببینی چقدر پر دردم کجایی عزیزم دنبالت بگردم بی تو تک و تنهام چاره ای ندارم از غم نبودت همیشه بیمارم تو خاطراتم باش تو من و باور کن حیف که دیگه نیستی اینجا با من سر کن ***V.S***وحید***

۩۞۩وحید۩۞۩
0062Shekast.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***دلتنگی های یه زن از زبان خودش ***پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" قیمتت چنده خوشگله؟" سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!" در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:"زهرمار!" در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی! تو ازدواج نكردي و به من گفتي زن گرفتن حماقت است من ازدواج نكردم و به من گفتي ترشيده ام عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم ...***V.S***وحید***

۩۞۩وحید۩۞۩
0064Kiss.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***یک دردودل دخترونه***براساس واقیعت***دنیای بی وفایی است***اره دیگه***چند هفته پیش بود که داشتم توی خیابون راهنمایی ( یک خیابون در بالا شهر ) قدم میزدم و برای خودم چرخی میزدم و به مغازه ها نگاه میکردم تا اینکه تصمیم گرفتم برم اون ور خیابون و اون طرفم یک نگاهی بندازم از پله برقی که داشتم میومدم پایین دیدم پسری که جلوم روی پله برقی وایستاده بود یکدفعه خورد زمین و چندتا چرخش زد و کف سنگ فرش های پیاده رو پهن شد همه ی پسر دخترایی که اونجا جمع بودن کلی بهش خندیدن ولی من نزدیک بود برای این اتفاقی که براش افتاده بود اشکم در بیاد .***V.S***وحید***

۩۞۩وحید۩۞۩
Parand WP@ (24).JPG ۩۞۩وحید۩۞۩

***زن***قوی ترین زن جهان هم که باشی... وقت هایی هست ... که دستی باید لمس ات کند... تنی ... تنت را داغ کند... و لبی... طعم لبت را بچشد ... مستقل ترین زن جهان هم که باشی... وقت هایی هست... که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد... که آرام رانندگی کنی ... و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی... مسافرترین زن دنیا هم ... دست خطی می خواهد که بنویسد برایش... " زود برگرد "... طاقت دوری ات را ندارم...

۩۞۩وحید۩۞۩
0161Jadeie-Tanhae.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***آرزوهای دیروزم و حسرتهای امروزم***نمیدانم چرا مینویسم.شاید دیگر حرف زدن را فراموش کرده ام شاید صدای خودم را هم فراموش کرده ام.شاید در مقابل سکوت وحسرت زنانه ام ،انگشتانم راوی قصه پر غصه ام شده اند.شاید.... من خوب نیستم .نه .دیگر نمی توانم به دروغ بگویم حالم خوب است.من اصلا خوب نیستم. این سردرد ها و تب و خونریزی از بینی چطور میتواند نشانه از خوب بودن باشد؟؟؟؟ بابا،مامان منم دخترتان.کم کم دارم از ذهنتان فراموش میشوم.شمارا به خدا گوش کنید.من درد دارم .مادر.پدر منم دخترتان میخواهم با شما حرف بزنم.قول میدهم مثل این 4سال مرا نبینید اما محض رضای خدا فقط یکبار دردم را گوش کنید مامان پرده های جدید خانه ات مبارک باشد.مامان خسته از خانه تکانی برای عید نباشی. میدانم برای شام شب عید تلاش میکنی تا پسرها و عروسها و نوه هایت مثل هر سال دورت جمع شوند و سال را تحویل کنید. مادر زمانی که سفره را پهن میکنی به یاد من هم هستی؟آیابرای من هم بشقاب میگذاری؟؟؟؟***V.S***وحید***

۩۞۩وحید۩۞۩
1331113042931957_orig.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***او یک زن است،نه جنس دوم***او یک زن است،نه جنس دوم، نه یک موجود تابع، نه یک ضعیفه نه یک تابلوی نقاشی شده... نه یک عروسک متحرک برای چشم ... ... چرانی نه یک کارگر بی مزد تمام وقت... باور داشته باش او هم اگر بخواهد، می تواند خیانت کند بی تفاوت وبی احساس باشد بی ادب وشنیع باشد بی مبالات وکثیف باشد اگر نبوده ونیست نخواسته و نمی خواهد... ***V.S***وحید***

این ارسال را بازنشر کرده است.
۩۞۩وحید۩۞۩
12.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***20دلیل که به دختر بودنت افتخار کنی!!!- 1-هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه. ۲- به سادگی آب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست!!) ۳- هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای کبری جونو بفهمه. ۴- خوب می تونی نقش بازی کنی. ۵- آنقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی. ***V.S***وحید***

۩۞۩وحید۩۞۩
13867.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

***از زبـان یک دخـــــــــتر...***ﻣﻦ ﻳﻪ ﺩﺧﺘــــــــــــــﺮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺯ ﻫﻮا ﺳﻬﻢ ﻣﻴﺒﺮﻡ ﮐﻪ ﺭﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﺗﻮ..... ﻣﻴﺪﺍﻧﻰ؟؟ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﻣﻦ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﮐﻪ .. . ... ﺗﻮ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻴﻔﺘﻰ ﻗﻮﺱ ﻫﺎﻯ ﺑﺪﻧﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻬﺎﻳﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻔﮑﺮﻡ ﻣﻰ ﺁﻳﻨﺪ... ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻟﺒﺎﺳﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﻢ

۩۞۩وحید۩۞۩
3787.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

ع:د:دختــــــری از جنــــــس رویــــــا::نمیدونم چی بگمو از کجا شروع کنم بابام ناجی و غواص و رئیس تربیت بدنی و کلی سمت دیگه به اسرارش از بچه گی شنا یاد گرفتمو الانم ناجی و مربی و شنا و شناگر خوبی ام یه روز بارونی داشتم از استخر بر میگشتم چتر همراهم نبود تو راهه برگشتم یه دفتر مهندسی بود جلوش واستاده بودم و منتظر ماشین یه آقایی ازش بعد 15 مین اومد بیرون گفت خانم فلانی پدرتونو میشناسم چترو قبول کنید با کلی اصرار قبول کردم و چند دقیقه بعدش ماشین گیرم اومد و رفتم. هفته بعدش یکشنبه شاگرد داشتم تو راه بردم چترو دادم گذشت تا یه ماهه بعدش از طریق یکی از هم کارام واسم پیغام فرستاد و بلاخره باهم دوست شدیم اسمش حامد بودو مهندس الکترونیک و با دامادش دفتر مهندسی داشتن خیلی امتحانم کرد اوایل حتی بهم گفت خونم حومه شهره و بابام معتاده از این حرفا اما من واسم مهم نبود خیلی دوستش داشتم

۩۞۩وحید۩۞۩
40163954474387136822.gif ۩۞۩وحید۩۞۩

مرا دختر خانوم می نامند:مرا دختر خانوم می نامند مضمونی که جذابیتش نفس گیر است دنیای دخترانه من نه با شمع نه با عروسک معنا پیدا نمیکند ونه با اشک و افسون اما تمام اینها را در بر میگیرد من نه ضعیفم نه ناتوان چرا که خداوند مرا بدون خشونت و زور و بازو میپسندد اشک ریختن ضعف من نیست قدرت روح من است اشک نمیریزم تا توجهی را جلب کنم با اشکم روحم را میشویم خانه بی من سرد و ساکت است چراکه شور و حال زندگی با صدای بلند حرف زدن و موسیقی گوش دادن نیست زندگی ترنم لالایی آرمش بخشی را میطلبد که خدا در جادوی صدای من نهفته است من تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نیست که معنا میگیرم من به تنهایی معنا دارم معنای عمیقی در واژه ی دختر بودن است اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری مرا ضعیفه میخواند باز هم قوی تر از قبل از پشت همین واژه سربلند میکنم و لبخند میزنم چرا که خداوند مرا دختر افریده و همین برای من کا[!]ت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
۩۞۩وحید۩۞۩
5441.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

زن ام کردند وقتی هنوز بالغ نشده بودم... چشمانم برای یک بار هوس را ندیده بود... وقتی دست هایم عروسک رویا را .. هنوز در آغوش نگرفته بود.. انداختند چادر سفیدی با مردی که فقط... هم خوابی و بچه می خواست... مادرم کردند بدون آنکه بدانم زن چیست؟؟؟ سجده نشستم خدا را تا فرزندم زن بعدی نباشد....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
۩۞۩وحید۩۞۩
20-2.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

زن که باشی ترس های کوچکی داری ! از کوچه های بلند ، از غروب های خلوت و از خیابان های بدون عابر می ترسی ! ... از صدای موتورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف... در کوچه پس کوچه ها می چرخند ، می ترسی ! از بوق ماشین هایی که ظهرهای گرم تابستان ... جلوی پاهایت ترمز می کنند و تو فقط چهره ی آدم هایی را می بینی که در چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند....! زن که باشی ترس های کوچکی داری ، به بزرگی همه ی بی عدالتی هایی که ... به جرم زنانگی محکومت می کنند .

۩۞۩وحید۩۞۩
0843Bi-Vafa.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

بگزار اعتراف کنم! هر بار اومدم كه چیزی بنویسم! از تو و اون روزا! وقتی که به نبودنت فکر کردم! دستم لــــرزید و قلمم شکست! من بی تو عاشقانه نمینویسم! من بی تو ! عاشقی نمیدونم تا میخوام به کسی بگم که دوستش دارم! پروانه ای می آیدو درست می نشینه روی موهام! از آن روزها... فقط و فقط و فقط رنگ چشم هات مونده توی نگاهم! همین و بس! نه دیگر تنم هوس نوازش دستاتو رو می کنه و نه دلم هوای عاشقانه هات رو ! تو نیستی! قدم زدن زیر باران برای چه؟! تو نیستی عکس های پر بوسه برای چه؟ تو نیستی اصلا چرا زندگی؟ یک سال گذشت از آخرین نامه ام برات! اصلا خونديش؟؟؟ و هنوز هم پافشاری میکنم به فراموش کردنت! تند تند مینویسم که این نامه تموم شه! غافل از اینکه یاد تو هرگز پایاني واسه من نداره! من اصلا نقطه های پایان را هرگز نگذاشته ام! که حالا بخوام.. باران یا برف چه فرقی میکنه وقتی همه فصل ها به من و تو حسود بودند؟ فلانی میدانی؟ به دنبال چیزی شبیه چشم هات میگردم بین این ها! و نیست چیزی شبیه چشم هات! شبیه اون رنگین کمان نگاهت! که بی تابم میکرد...! ساده بگم اومده بودم که اعتراف کنم! هر چقدر هم که

۩۞۩وحید۩۞۩
20100302160015738_untitle4.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

مي دوني ميخوام يه اتاق باشه گرمه گرم تو باشي...من باشم كف اتاق سنگ باشه... سنگ سفيد تو منو بغلم كني كه نترسم كه سردم نشه ...كه نلرزم اين جوري كه تو تكيه دادي به ديوار پاهاتم دراز كردي من اومدم نشستم جلوت و بهت تكيه دادم با پاهات محكم منو گرفتي دو تا دستاتم دورم حلقه كردي بهت ميگم چشماتو ميبندي؟؟؟ ميگي آره بعد چشماتو مي بندي بهت ميگم برام قصه مي گي؟؟؟ تو گوشم؟؟؟ مي گي آره بعد شروع ميكني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن يه عالمه قصه طولاني و بلند كه هيچ وقت تموم نميشه ميدوني؟؟؟ ميخوام رگمو بزنم رگ خودمه ! مچ دست چپمو ! يه حركت سريع يه ضربه عميق !! بلدي كه؟ ولي تو كه نميدوني ميخوام رگمو بزنم تو چشماتو بستي نميدوني من تيغ و از جيبم در ميارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
۩۞۩وحید۩۞۩
Photo-Skin_ir-Love426.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

يادته كه گفتي ميخوام تنهات بزارم فكرش رو هم نكردي منم خدايي دارم يادته نشستم برات گريه كردم؟ ميگفتم نباشي بي تو سرده دستم تو گفتي مهم نيست منم ديگه خيلي خستم كشيدي دستتو محكم از دستم گفتي دوره برات غريبه هايي هستن ولي من باز به خيال خودت هنوز مستم خودت هم ميفهمي كه چه اشتباهي كردي ميدوني كه سخته بخوام تو رو ببخشم تو گذاشتي رفتي منو با خطراتم مشكلي گذاشتي رو همه ي مشكلاتم چقدر بهت گفتم نزن اتيش به جونم ولي گوش نكردي مو در اورد زبونم