سید وحید حسینی
کاغذهای درونم تمام شده اند بس که می نویسم و به آخر نمی رسد، قصّه ی این دلتنگی مچاله ام می کند نبودنت..
سید وحید حسینی
بچه ها ماشین بابامو کش رفتم کسی میاد بریم شمال
سید وحید حسینی
کسی موافق نیست من صندلی داغ شرکت کنم
☆ஐsamiraஐ☆
شاپرک خسته بود ...بالهایش را بست ...گلی نبود ،روی خار ها نشست و گریست ...
سید وحید حسینی
كجاس اين .... كسي دوسش دارم
☆ஐsamiraஐ☆
بچه که بودم انقد دوست داشتم نامرئی بشم ... بعد ببینم وقتی نیستم بقیه چی کار میکنن... یه پس گردنی بهشون میزدم ... چه حالی میداد ...
سید وحید حسینی
دیدی اصلا اهمیت نداد حتی نیومد سلا م کنه سمیرا
سید وحید حسینی
خیلی ناراحتم گوشیمو تومدرسه گرفتن امروز
☆ஐsamiraஐ☆
قلبها بی صدا می شکنند ...مراقب حرفهایتان باشید ...
سید وحید حسینی
هیچکی به فکرم نیست خداجون