vahidsamin
نفرت احساس غريبي است اما معمولآ نثار کساني مي کنيم که زماني دوستش مي داشتيم..
vahidsamin
گاهی" دلم تنگ" میشود..برای گفتن همان "دوستت دارم" های کج دارو مریضت..شبتون خوش.
vahidsamin
خسته از باران چشم های خویش .سپردم دل به دریای چشمان تو..موج عشقت بر سرم اوار شد..ماند این دل ..بی تو ودریای تو..
vahidsamin
خدایا !..چتری برای غصه هایم باش.تا افتابم طلوع میکند..!
vahidsamin
تو در لحظه اخر مرا به که سپرده ای که هر قدم از تو دورتر و دورتر شده ام نمیدام ..شاید! این فقط تقصیر یک تقدیر بود.
vahidsamin
گاهی به فکر مهاجرت میکنم از تمام خاطراتی که برایم به یادگار به جاگذاشتی ..کاشک پرستو بودم.!
vahidsamin
خدایا!!! دیگه تمومش کن این عالم برزخو ..من به جهنمت ایمان پیداکردم..
vahidsamin
وقتی دلم تمنای وجد تورا هزاران بار فریادمیدهد...دلم میسوزد برایش که خبر از جفای توندارد..
vahidsamin
خسته ام از شقایق هایی که هیچ وقت نبودندوتنها امید بودنشون ..باید.. زندگیمان شدند..
vahidsamin
حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم آخ... تا میبینمت یک جور دیگر میشوم با تو حس شعر در من بیشتر گل میکند یاسم و باران که میبارد معطر میشوم در لباس آبی از من بیشتر دل میبری آسمان وقتی که میپوشی کبوتر میشوم آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو میتوانم مایهی ـ گهگاهـ دلگرمی شوم میل، میل توست، امّا بی تو باور کن که من در هجوم بادهای سخت، پرپر میشوم
vahidsamin
روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـایش آرزو بـاز می کـشد فـریـاد: در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش!..