vahidsamin
سایه وار میایم نزدیک پنجره ات بی آنکه بدانی میخزم میان اتاقت نگاهت میکنم آرام خفته ای زندگی را لحظه ای حس میکنم به زیبایی آرام میگیریم و باز میگردم بی آنکه بدانی..
vahidsamin
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست ؟کجاست؟
vahidsamin
من بازدم ِ هر نفسم را با عشق ِ تو پیوند میزنم نفسهایم رهسپار ِ آغوشت خواهند شد شب كه سر بر بالین نهادی هوا را عمیق تر كام بگیر.
vahidsamin
اینجایی نشسته بر زورق خیال من بر بستر زلال برکه ی احساس و با پوست لطیف و نازک خویش پرنیان موجهای مهربان آب را متبرک می کنی اینجایی درست در میان موجهای قلب من..."
vahidsamin
دلتنــگم بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست بــــی آن کـــه بــــــــاشد هـــر لــحظه زنــــــدگی اش کـــــرده ام .....! ..سلام..
vahidsamin
تو مثل لاله ی پیش از طلوع دانه ها که سر به صخره گذارند ، غریبی و پاکی . تو را ز وحشت طوفان به سینه می فشردم . عجب سعادت غمناکی !
vahidsamin
خدا آن حس زیباییست كه در تاریكی صحرا زمانی كه هراس مرگ میدزدد سكوتت را یكی مثل نسیم دشت میگوید كنارت هستم ای تنها ...
vahidsamin
پنج شنبه شد.صدای قلبتو می شنوم حتی از زیر این همه خاک..تقدیم به تو.
vahidsamin
تو که هیچ وقت پیش من نمیمونی..چرا پس حس میکنم کنارتم..یه چیزی بگو بهم ..امید بده..! (دوسش دارم خیلی..اهنگرو)
vahidsamin
..روز هاست که رفته ای..و من در زندان ریشه های تنیده شده عشق تو بر قلبم..گرفتارم..
vahidsamin
برم یلدا..یه کم با سال های قبل فرق داره ولی یلداست...بای.
vahidsamin
اغوشم را برایت باز میگذارم..حتی اگر درخواب خودت را به ان بسپاری..