vahidsamin
پروردگارا..انگار بیهوده میگشتیم اصلا گم نشده بود نیمه دیگرما..... بلیط ما از اول نیم بهابوده است.
vahidsamin
به جرم وسوسه ..!چه طعنع ها که نشنیدی حوا, پس از تو همه تا توانستند ادم شدند...چه صادقانه حوا بودی..! و چه ریاکارانه امیم..!
vahidsamin
هنوز من هستم... هنوز خدايت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است! اما من نمي خواهم تو همان باشي!راست است مرا فراموش کردي، اما من حتي سر انگشتانت را از ياد نبردم! دلم نمي خواهد غمت را ببينم .
vahidsamin
خدایا دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن! اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت!
vahidsamin
گاهي سكوت طولاني مفهوم رضايت نيست ، آغاز ناباورانه يك پايان است ! من غرق سکوت ، مبهوت این پایانم ... تو حتی آغاز این پایان را هم حس نکرده ای ..
vahidsamin
نـــام تـــو ؛ رمز عبور است و گشایش به اشاره توست ... در روزگار قحطی چشمانت؛ آسمان دلم ، جولانگاه ابرهای حیرت زاست ... نبودنت؛ کوه وار آواریست بر سینه ام . ای بهانه بودن و ماندن و سرودن! محتـــاج چشـــم تـــو ام .
vahidsamin
نشانه ات چیست در این شب تار ..خدای من!ماه هم مرا فریب داد.
vahidsamin
هر روز این تقویم که میگذره..یه روز منو نزدیک میکنه به سرد ترین زمستون عمرم..بدون تو زمستون امسال ...!
vahidsamin
تقویم دل من نسبتی با تقویم های جهان ندارد ! میان برگ ریزان خزان ، وسط چله ی زمستان هم می بینی نوشته اند بهار آن لحظه که تو خندیدی !!!
vahidsamin
دستهایم را تا ابرها بالا برده ای و ابرها را تا چشمهایم پایین عشق را در کجای دلم ….. پنهان کرده ای که : هیچ دستی به آن نمیرسد !
vahidsamin
خودم را به شادیِ تو فروختم و حواسم نبود که حواست به بهایِ من نیست حال خیالت را می فروشم تا خودم را پس بگیرم..
vahidsamin
امشب بـه ســرم هوای یــارم زده است بـر دیده هـوس ، روی نگارم زده است امشب کــه زحـالش خبری نیست مـرا باد آمده از ســـایه کنـــــارم زده است امشب ز فــــراغ روی ماهش زخمـــی ... بـــر این دل تنــگ بـی قرارم زده است فردا که رسد بر ســـر من خواهد دید دیشب غمش از حنجره ، دارم زده است..
vahidsamin
چقدر پرواز زیباست اگراسمانم چشمان تو باشند ..بگذار پرواز کنم به چشمانت بگو لحظه ای ارام بگیرند هوای من طوفانی شده است.