vahidsamin
گاهی با یک قطره... لیوانی لبریز می شود! گاهی به یک تلنگر... بهمنی می ریزد! و گاهی با یک کلمه... انسان نابود می شود .شبتون خوش.
vahidsamin
خدای من! چقدر دوست دارم که وقت مناجات خدای من بخوانمت، الهی … ربی … این حس مالکیت، این که تو خدای من هستی … انگار همه ی حفره ها و جاهای خالی را پر می کند
vahidsamin
تو امدی که مرا از تنهایی رها کنی وحال این منم که تنها ترینم..بازی زیبایی بودم برای تو.!
vahidsamin
این روز ها گلویم را گاز میگیرند واژه هایی که دران اثری از تو نیست...
vahidsamin
رسم اين است که باراني چشمت نشوم لذت چشم غزلخيز تو يادم برود..من به تقويم خدايان زمان شک دارم ترسم اين است که پاييز تو يادم برود.!
vahidsamin
با قلم می گویم ای همزاد ٬ ای همراه ، ای هم سرنوشت ٬ هردومان حیران بازیهای دورانهای زشت ٬ شعرهایم رانوشتی ؟ دست خوش اشک هایم را کجا خواهی نوشت..خدافظ.
vahidsamin
دیــدَن عَـکسَت تَـمــآم سَهمــ مَــن است، از " تـــو " آن را هَـم جیره بَـــندی کَردِه امـــ تــ آ مَبــآدآ تَــوقُــعش زیاد شَـــود!! دِل اســت دیـــگر ...سلااااااااام.
vahidsamin
سوزش تلخی به تاروپودم رخنه کرده...پناهم بده،ای تنهامرز آشنا...پناهم بده! نگاهم در راه مانده وانتظارم خسته است وصدایی در تنهایی ام می گرید.
vahidsamin
.امشب همه جا میشه بغضو.دید.شایدم فقط واسه منه...سلام.
vahidsamin
من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم! تمام لرز و ترس من آن زمان است که به نسیمی خو کنم و دیگر نوازشش تکرار نشود ... شب خوش..
vahidsamin
حالا مدتی ست ذهنم را خالی کرده ام از خیال و دلم را از امید نشسته ام لب ایوانِ روزمرگی و نگاه می کنم به این روزها که برای خودشان می روند رسیده ام به بی حسی به بی تفاوتی..
vahidsamin
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی آن خدایی که بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند..
vahidsamin
پروانه رویای من ... امروز ...خاکستر شدی ... از دل ... پریدی ... عاقبت ... در آتشی... پر پر شدی من ... با پر پرواز تو ... در آسمانها ... بوده ام من ... با خیال روی تو ... این راه را ... پیموده ام امروز ... اما ... بی سبب از دست من ... رنجیده ای حرفی ندارم ... نازنین ... از پر زدن ... ترسیده ای! رویا ... همیشه ... ناب نیست انسان ... همیشه ...خواب نیست این ... اشتباه من ... نبود ... خوبی ... همیشه ... باب نیست . از دوستان ... رنجیده ام از دشمنان ... ترسیده ام پروانه رویای من ... دنیا ... به چشمم ... یار نیست! بدرود ... ای ... زیباترین زیباترین ... عشق زمین فردا ... نمی بینم تو را پروانه ای ... در کار ... نیست
vahidsamin
نا امـــــن ترین جای دنـــیا ... +هــــــــمان آغــوشــی بود ... +کـــــه مــی پنـــــداشــتمـ ... +امـــن ترین جای دنیاستـــ .