vahidsamin
چرا زیر چتر مهربانیت راهم نمی دهی؟ من خیسم از باران تنهایی چرا ساحل وسیع آغوشت جایی برای این غریق تن خسته ندارد؟ من چه عریان ستودم تو را تو چه راحت پیچیدی مرا در لفاف فراموشی نكند تو سایه ی منی كه تا ابد مبهم در وجودم نشسته ای ؟
vahidsamin
مدت هاست که گم شده ام در کوچه پس کوچه های خیال تو..ولی سخت تر, این هوای بارانیست..هوای من و ابرهای تو..
vahidsamin
برای نبودن که . . . همیشه لازم نیست راه دوری رفته باشی میتوانی همین جا پشت تمـــام ِ بغضهایت ، گم شده باشی ..سلام به ...
vahidsamin
می گویند شیشه ها احساس ندارند اما وقتی روی شیشه بخار گرفته ای نوشتم: دوستت دارم ... او هم ..آرام گریست ..!
vahidsamin
اے کاشــــ درختے باشمــ تا همــهــ ے تنهایانــــ از منــ پنجرهـــ اے کنند و تماشا کنند در منــ ، کاهشـــــــ دلتنگـے شانــــ را ...
vahidsamin
@...جهان چیزی شبیه موهای توست ، سیاه و سرکش و پیچیده خیال کن چه بی بختم من! که به نسیمی حتی جهانم آشوب می شود..
vahidsamin
فاصـ♥ـله هارا بگذار برای خــ♥ــودشان تا مـــ♥ـــیتوانند قـــ♥ـــد علم کنند، چه بـــ♥ـــاک.. مـــ♥ـــا از ورای تمام حـــ♥ـــصار ها بازهم عاشـــ♥ـــقانه میگوییم.
vahidsamin
در دستهای تو آیا کدام رمز بشارت نهفته بود کز من دریغ کردی تنها تویی مثل پرنده های بهاری در آفتاب مثل زلال قطره باران صبحدم مثل نسیم سرد سحر مثل سحر آب..افسوس آیا چه کس تو را از مهربان شدن با من مایوس می کند؟؟
vahidsamin
معشوق من همچون طبیعت مفهوم ناگزیر صریحی دارد . او با شکست من قانون صادقانه ی قدرت را تایید می کند .من جزیره ای در او و او وحشیانه آزاد است ..!
vahidsamin
من نیز گاهی به آسمان نگاه میكنم دزدانه در چشم ستارگان نه به تمامی آنها تنها به آنها كه شبیه ترند به چشمان تو..
vahidsamin
این شبــــهای بــــارانــــی غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ که می آیـــــی به احســــاست قســــــم یــــک شب دلم می میرد از حسرت و من آهسته می گویم : تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمـی آیــــی ....
vahidsamin
واقعاخوشحالم.. سلام دوباره به همه...
vahidsamin
دوستان برام دعا کنید ..خداحافظتون .
vahidsamin
من سرشار از خدا بودم و چه زیبا و اعجاب انگیز است ان لحظه که چشم در چشم خدا خالی می شوی از می دانم های حقیر خویش!