دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

vahidsamin

vahidsamin
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(57 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(96 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

vahidsamin
vahidsamin

برخورد ما بر حسب اتفاق تماشایی ست... در "او " تلاش و کوشش مغرور ماندن است در "من -"گریز ِ گم شدن و اغتشاش گام..سلام

vahidsamin
vahidsamin

تنها... لحظه های با تو بودن را مرور می کنم و...به تو می اندیشم.. لحظه ها نمی دانی چه غمگینم در این تاریکی شبها چه بی تابانه دلگیرم نمی دانی که گاهی عاشقانه در تب رویای تو آرام می گیرم. .روز تون خوش..

vahidsamin
vahidsamin

این غزلها همه جانپاره ی دنیای منند پیش از آنی كه به یك شعله بسوزانمشان باز هم گوش سپردم به صدای غمشان هر غزل گر چه خود از دردی و داغی می سوخت دیدنی داشت ولی سوختن با همشان ..

vahidsamin
vahidsamin

زمستــان آمــده اســت! خستــه ام! مــی خــوابــم! بهــار کــه آمــد، پیلــه ام را مــی شکــافــم تــا بــا پــرهــای خیــس، دوبــاره عــاشقــت شــوم . . . ✿ツ

vahidsamin
vahidsamin

به دیگران چه واه ها که نسبت نمی دهیم دراعماق خیال کج اندیش خود , وچه ترازو ها که نمی سازیم ..چه را می سنجی.. احساس را؟

vahidsamin
vahidsamin

من به پاکی تو ایمان دارم و به این ایمان میبالم که این تنها ایمانیست که قلبم شهادتش را خواهد داد و نه زبانم..

vahidsamin
vahidsamin

✿ツملحفه های احساسم را کجا پهن کنم که آفتاب ِ حضورت پاکشان کند آخر ؛ بوی ِ تو در همه ی تنم جاری ست ..!! ✿ツ

vahidsamin
vahidsamin

و دلم تنگ شده برای ان لحظه گرگ شدن و تو چه زیبا پنهان می شدی در میان پنجه های گرگی که تمام هستیش تو بودی..

vahidsamin
vahidsamin

بلند کردن قدوکوچیک کردن بینی.هزار کوفتو زهر مار دیگه...هنوزم که که هنوز عشق درمونی نداره

vahidsamin
vahidsamin

دلم سراب میخواهد..بیابانم پر از واقعیت است..سیلوم.

vahidsamin
vahidsamin

شب ! چشمانم که بسته می شود خواب نیست که مرا با خود ببرد..تو میایی و روزی از نو دوباره شروع میشود.

vahidsamin
vahidsamin

دلت را لمس خواهم کرد بی انکه خو بدانی.. این خاصیت یک نگاه عاشقانست..

این ارسال را بازنشر کرده است.
vahidsamin
vahidsamin

پر هایت را بگشا..شاید فرصتی برای پریدن هنوز باشد حتی وقتی اسمان ابریست.

vahidsamin
vahidsamin

آیینه‌ها دچار فراموشی‌اند و نام تو ورد زبان كوچه خاموشی … امشب تكلیف پنجره بی چشمهای باز تو روشن نیست! …شبتون خوش.

vahidsamin
vahidsamin

چشمانت کارناوال آتش بازیست! یک روز در هر سال برای تماشایش میروم و باقی روزهایم را وقت خاموش کردن آتشی میکنم که زیر پوستم شعله میکشد!