دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

V♣H!D
مرد - مجرد
امتیاز: 217.1

دنبال‌شدگان

(742 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(145 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

V♣H!D
IMG_0726.jpg V♣H!D

Myself

V♣H!D
V♣H!D

دلتنگی یعنی : روبروی دریا ایستاده باشی اما خاطره ی یه خیابون خفه ات کنه

V♣H!D
V♣H!D

به کـوريـه چـشــم ِ هـمــه يکــروز در شـلوغــتـرين نقـطه شـهـر ديــوانـه وار مي بـــوسـمــت " مـــــــــــــــــــــــرز جـــــــــنـــــــــــــون "

V♣H!D
V♣H!D

قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم / تا در اين قصه ی پر حادثه حاضر باشم / شايد اينگونه خدا خواست مرا زجر دهد / تا برازنده ی اسم خوش شاعر باشم / دردم اين است که بايد پس از اين قسمتها / سالها منتظر قسمت آخر باشم !!

V♣H!D
V♣H!D

تازگیا هرکی میگه دوسِت دارم ، خندم میگیره بی اراده میگم : تو دیگه چی میخوای ؟؟؟

V♣H!D
V♣H!D

این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست آنقدر بی‌ ارزشی که خیلی‌ها اندازه تو هستند . . .

V♣H!D
V♣H!D

کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست

V♣H!D
V♣H!D

رقيب را نفرين نميكنم رنج تو را داشتن برايش كافيست. . .

V♣H!D
V♣H!D

نمیدونم این بیخوابی ها این خستگی ها این سردردا کی میخواد راحتم بزاره؟ چرا نمیری و گورتو گم کنی!!؟؟ وقتی همه تو شادی بوودن من داشتم تو اشکام غلط میزدم ،مرور خاطرات مرده شده کار هر روزم میای ..میری...هیچکس نمیفهمه چند تا زخم میخوری وقتی تو اتاقت..با آهنگای گندی که هیچکس دوس نداره..تویی که اشک میریزی تا تو بغل ابر ها محو شی هیچکس حتی سراغت و نمیگیره من از این روزمرگی ها..از این تن خستگی ها از این حس خواب همیشگی ...بیزارم حتی فکر جدا شدن از اتاقم دیوونم میکرد چرا باید شکست خورد تا بزرگ شد؟ چرا نمیشه خندید؟ چرا باید پوسید و لبخند زد!؟

V♣H!D
V♣H!D

این آسمان و تمام ستاره هایش را می سپارم به تو دیگر نگاهشان نمیکنم..تمام شب قول میدهم با چشم های بسته پرواز کنم و هرچیز و هر کس به ما حسود بود..به این من .. به این تو ..که باهم ما شد و هیچکس امروز التماس دلم را باور نکرد وقتی گفتم که هنوز بی تابم و پشیمانم از هر هوسی که عشق نامیدمش و به رخت کشاندم

V♣H!D
BCH- § 000.jpg V♣H!D

صندوقچه خاطراتم! پاک ِ پاک است دیگر آن تیغ که میبریدم و به خیالم رگ میزدم از نبودنت نیست هیچ چیز اینجا نیست که مرا یاد ِ تو بیاندازد به جز یادت که از هر چیزی ماندنی تر بود میترسم جمله هایم را تمام کنم٬چرا که از آخر به اول آمده ام شب هایی هست مثل حالا ٬که دلم میخواهد در آغوشت بخوابم و ببــــــــــــــــازم تمام بُردنی ها را

V♣H!D
jafar (7)-001.jpg V♣H!D

من شکستم تا تو را عاشق کنم ، بعد من باران فقط آب است و بس ، هر که بعد از من سراغت را گرفت ، زشت یا زیبا فقط خواب است و بس...

V♣H!D
V♣H!D

از تنفر کوهی ساخته ام که احدی توانای ویرانیش را ندارد . . .

V♣H!D
V♣H!D

از چوپاني پرسيدند چه خبر ؟! با لحن تلخي گفت : گرگ شد آن بره اي كه نوازشش ميكردم

V♣H!D
V♣H!D

آلوده ام به روزمرگی / حنجره را رغبتی به فریاد نیست / تلخم... نا پاکم ... مبهوتم... دل چرکینم... خشمناکم / از خود فرسنگها فاصله دارم... فاصله ای که کم نمی شود /خسته ام... خسته ام از تکرار... / از تکرار لبخند بی ریشه / میان این درد تا درد بعدی / فرسوده ام... رنجورم... خسته ام... خسته ام / کجاست بارانی از عطوفتِ بی منت تا نمناکم کند / کجاست دستی تا بگیرد دستم از روی مِهر / کجاست آن در که به نور باز شود / باران کجاست . . .