V♣H!D
خدایا مرا به بغضی که از تو می شکند بسپار، مرا به باد های تندِ رهاکننده ی گویا ... مرا تا همیشه به باران شوینده بسپار پروردگارا، انتظار سخت ترین مجازاتی است كه برایم در نظر گرفته ای مرا ....... ببـــــــر.........
V♣H!D
اینکه شاید تو هم دچار منی این توهم برای من کا[!]ت پشت این اشک ها صبورم من مثل دیوانه های زنجیری امتحان کن چگونه میمیرم یک تبسم برای من کا[!]ت
V♣H!D
نعره ی هیچ شیری خانه ی چوبی را خراب نمیکند! . . .من از سکوت موریانه ها میترسم !
V♣H!D
سوگند به آنچه ندارم و اگر داشتم به تو می دادم.که غیر از خود کسی را ندارم
V♣H!D
فکــر میــکردم تـو همــدردی! ولــی نــه! تــو هــم ، دردی
V♣H!D
تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد یک بار قسمت کردم چندین برابر شد . . .
V♣H!D
"مهربانی تا کی ؟ بگذار سخت باشم و سرد ، باران که باری چتر بگیرم و چکمه ، خورشید که تابید پنجره ببندم و تاریک ، اشک که آمد دستمالی بردارم و خشک ، دل که رفت نیشخندی بزنم و سوت"
V♣H!D
بایست و تماشا کن! کسی را که برای ماندنت دست به دعا برداشته بود امروز برای رفتنت نذر کرده است. . . !
V♣H!D
" به جنگل سوخته ی خاطراتم سوگند ، درخت یادت را باغبان خواهم بود تا ابد"
V♣H!D
تو به افتادن من در خیابان خندیدی . . . و من تمام حواسم به چشمان مردم شهر بود که عاشق خنده ات نشوند ! !
V♣H!D
نگاهی کرد و در به در کرد ، یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد / شکستی خورد و آمد تا بماند ، ولی من رفته بودم ، او زيان کرد
V♣H!D
تو + خاطراتت + چشمانت + دستانت + لبخندت + اشکت چند نفر به یک نفر ؟
V♣H!D
هربار کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم... ترس من از گم شدن نیست... از گرفتن دست کسیست که بی بهانه رهایم میکند...
V♣H!D
کمکم کن که دیگر زمان زندگی دوباره ام رسیده خسته ام٬عجیب!نه با بوی عود آرام می شوم و نه با صدای کسی و نه عشقی مرا ارضا میکند بیا و دست هایم را بگیر و مرا با خود به بهشتی ببر که وعده ام داده ای خدایا من پیش از تولدم آزادیم را فروخته ام و اینجا در این دنیا مبهوت و زخمی به دیوار های قفس میکوبم بیا و روح خسته ام را مرحم باش
wow...
خدا برات حفظش کنه
13 سال و 8 ماه و 25 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبلفدات
13 سال و 8 ماه و 25 روز و 3 ساعت قبل
13 سال و 8 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 53 دقيقه قبلOoOoOh che ziba
13 سال و 7 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 36 دقيقه قبل