V♣H!D
رفتن تو پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست
V♣H!D
زمانی که به سخنانی که تا به حال گفته ام می اندیشم به حال مردمان لال غبطه می خورم
V♣H!D
قبل از عاشق شدن بیاموز که چگونه در برفها راه بروی بدون اینکه ردپای از خود برجای بگذاری
V♣H!D
ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه ! قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم ! خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزش هم بشینه ! موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنن ! پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن ! آهنگ هم نشدیم ، دو نفر بهمون گوش کن ! مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن
V♣H!D
فقير به دنبال شادي ثروتمند و پولدار به دنبال آرامش زندگي فقير است،كودك به دنبال آزادي بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگي كودك است،پير به دنبال قدرت جوان و جوان در پي تجربه سالمند است،آنان كه رفته اند در آرزوي بازگشت،و آنان كه مانده اند در روياي رفتن ... خدايا ! كدامين پل در كجاي دنيا شكسته است كه هيچكس به مقصد خود نميرسد؟
V♣H!D
به زیباترین قسم سهراب سپهری نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
V♣H!D
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم . . .
V♣H!D
الکی نوشت: آدما میان میمونن ، زخمی میکنن دستات و که نتونی بنویسی ، پاهات و که نتونی بدوی به سمت رویاهات،آرزوهات ،میان به لب هات تجاوز میکنن که نتونی داد بزنی میان جلوی چشمات و میگیرن که نتونی راه درست و انتخاب کنی میان کنارت میمونن که نتونی جز اونا کسی و انتخاب کنی
V♣H!D
خدایاشبیه بادکنکی شده ام ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام التماست میکنم فقط یک سوزن تکه تکه شدنم باخودم
V♣H!D
خبر به دورترین نقطه جهان برسد. . ./ خبر به دورترین نقطه جهان برسد/ نخواست او به من خسته بی گمان برسد/ شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت/ کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد/ چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر/ به راحتی کسی از راه ناگهان برسد/ رها کنی برود از دلت جدا باشد/ به آنکه دوست ترش داشته به آن برسد/ رها کنی بروند تا دو پرنده شوند/ خبر به دورترین نقطه جهان برسد. . ./ گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری/ که هق هق تو مبادا به گوششان برسد/ خدا کند که نه . . . !! نفرین نمی کنم . . . /که مباد به او که عاشق او بودم زيان برسد/ خدا کند که فقط این عشق از سرم برود/ خدا کند که فقط آن زمان برسد . . . !!
V♣H!D
ميزي براي كار ، كاري براي تخت ، تختي براي خواب ، خوابي براي جان ، جاني براي مرگ ، مرگي براي ياد ، يادي براي سنگ ، اين بود زندگي!؟
V♣H!D
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن . . . چون به قلب همدیگه زخم زدن . . . نمیتونن دشمن همدیگه باشن. . . چون زمانی عاشق بودن . . . تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن . . . !
V♣H!D
"ز پل های ِ زیادی پریده ام... در رودخانه های ِ بسیاری غرق شده ام ... بارها ... شاخ به شاخ شده ام با زندگی ... بارها ... گلوله خورده ام... و بارها ... مُـرده ام... "عشق" از من یک بدل کار حرفه ای ساخته است"
V♣H!D
داستان عشق بازی نسل الان داستان خواستن یکدیگر نیست داستان نخواستن یکی دیگر است . . .
اگه فهمیدین ما رو هم در جریان بذارید:-)
13 سال و 8 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایل