velveshia
به شانه ام زده ای
که تنهائی ام را تکانده باشی !
به چه دلخوش کرده ای ؟!
تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟
velveshia
مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است
من که به معجزه ی عشق ایمان دارم
می کشم آخرین دانه ی کبریتم را در باد
هر چه بادا باد...
velveshia
این روزها حالم خوب است. خوب ِ خوب ! نه نشانی از دلتنگی، نه روزنی از سیاهی و نه وسوسه ای از دل بسـتگی! نوشتنم را بهانه ای نیست ... جز گفتن این که "من"، بعد از "تو"، به هیچ "او"یی اجازه "ما"شدن نداده ام ...
velveshia
به سلامتی اونی که تنهاست....ااماااا همه فکر می کنن تنها نیست
velveshia
به سلامتیه اونایی که به جای اعتقاد به بهشت و جهنم و اون دنیا , به یه کم انسانیت توی این دنیا معتقد هستند.....
velveshia
سلامتی پدر و مادرم که وقت غصه هایم ، همیشه آغوشی باز داشتن
و تکه کلام همیشگیشون : تا من هستم غصه اش را نخور
velveshia
دست من به کودکی هایم نمی رسد ! اگر دستت رسید ، قدری نوازشش کن ؛ دلم هوای بهانه ی کودکی دارد!!
velveshia
حالا که آمدی حرفِ ما بسيار، وقتِ ما اندک، آسمان هم که بارانیست ...!
velveshia
ميگويند روزي هست که حساب،کتاب ميکنند و تو بايد تاوان انچه با من کردي را بدهي. فقط نميدانم ان موقع تاوان دادن تو به چه درد من ميخورد من امروز تورا میخواهم................
velveshia
اگر "میم" مشکلات زندگی را برداریم ، زندگی شیرین می شود !
velveshia
ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. (سقراط)