velveshia
ازدواج هم چیز جالبیه! مثل ارتش می مونه! با وجودی که همه ناراضی هستند، ولی باز هم داوطلب داره !
velveshia
مرا این گونه باور کن: کمی تنها، کمی خسته . کمی از یادها رفته، خدا هم ترک ما کرده، خدا دیگر کجا رفته !!! نمیدانم مرا آیا گناهی هست؟ که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست؟ مرا این گونه باور کن... كمي تنها كمي خسته
velveshia
مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید: آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟ مرد پاسخ داد: بله قربان من دیدم سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و اورا در جا كشت او مجددا رو به زوجی كرد كه نزدیك او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟ مرد پاسخ داد : نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید!!
velveshia
خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند
velveshia
دلی که از بی کسی غمگین است، هر کسی را می تواند تحمل کند.
velveshia
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
velveshia
مسئولیت زاده توانایی نیست زاده آگاهی ست. و انسان بودن.