velveshia
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج می شد به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم پیر شده بودم..! . . (همه چيز را نبايد تجربه کرد)
velveshia
خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد
دیگران ابراز انزجار می کند که
در خودش وجود دارد
دكتر علي شريعتي
velveshia
مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم با خيال او ولي تنهاي تنها ميروم در جوابم شايد او حتي نگويد کيستي شايد او حتي بگويد لايق من نيستي مينويسم من که عمري با خيالت زيستم گاهي از من ياد کن ، حالا که ديگر نيستم
velveshia
یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است ............................
velveshia
شب بود و ستاره بود و من و ماه شب رفت و ستاره رفت و من ماندم وآه این شعر رو امشب خانم شیرین تو وضعیت سفید خوند منم این جا یادداشتش کردم راستی پریشب یه خواب با مزه دیدم خواب هادی . نمیدونم تو خواب من چیکار میکرد ولی از خواب بیدار شدم حس خوبی داشتم
velveshia
گاهــــــے دلم برای خودم تنگ ميشود
گاهــــــے دلم برای باورهاے گذشته ام تنگ ميشود
گاهــــــے دلم برای پاكيهاے كودكانه ے قلبم ميگيرد
گاهــــــے دلم از رهگذرانے كه در اين مسيـر بے انتها آمدند و رفتند ، خسته ميشود
گاهــــــے دلم از راهزنانے كه ناغافل دلم را ميشكنند میگیرد
گاهــــــے آرزو ميكنم اے كاش
دلــــــی نبود تا تنگ شود
تا خسته شود
تا بشكند ...!!!
velveshia
خندیدن، خوب است قهقهه، عالی است گریستن، آدم را آرام می کند اما… لعنت بر بغض . .
velveshia
ياد سهراب بخير
آنكه تا لحظه خاموشى گفت : تو مرا ياد كنى يا نكنى ، من به یادت هستم.
velveshia
در دلم آرزوی آمدنت میمیرد..... رفته ای اینک .... اما...آیا... باز میگردی؟ چه تمنای محال....! خنده ام میگرد...
velveshia
روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد! تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم! در حقیقت من آن را زنده می کنم! حال چطور درآمد سالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟! جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!
velveshia
خوبه،خوشه،میخنده... بی خبر از دل من... انگار دل به دل راه نداره... چشم من گریون...لب اون خندون... روزگار عجیبیست نازنین!
velveshia
حرف های هست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمیگوییم . و حرف های هست برای نگفتن حرف های که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی اورند. و سرمایه هر کسی به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد...
velveshia
“مشغول دل” باش , نه”دل مشغول”
velveshia
با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم!!!!