دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

باران! ببار ببار و برگ های تباه شده ام را فرو ریز ببار تا به نغمه ی اندوهگینت در خوابی پر میوه فرو شوم.

velveshia
velveshia

حکایتم کن برای دستهایی که مرا جستند و برای چشمانی که مرا قطره قطره... برای لبهایی که ترانه ام کردند و بعد شاید مرثیه ای حکایتم کن به غروب رسیده ام!!!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط velveshia

لطافت قلب.....

velveshia
azarpix.com_8_good_pictures (1).jpg velveshia

.........

velveshia
49.jpg velveshia

...............

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط velveshia

عیالوار

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط velveshia

آرامگاه.....

velveshia
17077f37de7c6688b0d405038eb84e11-300.jpg velveshia

خوشــبختی هایم را با عجله در ســرنوشــتم نوشته بودند ... بد خط بود ، روزگــار آنها را نتوانست بخواند ... !

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط velveshia

هزینه......

velveshia
last picture of the world.jpg velveshia

آخرین تصویر از دنیا

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
12131835828.jpg velveshia

......

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط velveshia

سوهان

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط velveshia

یادگاری......

velveshia
velveshia

دلم پر است!پر،پر،پر،آنقدرکه گاهیاضافه اش از گوشه چشمانم میچکد

velveshia
velveshia

در بالای تپه ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می کند.اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می برند. فرمانده دشمن به قلعه پیام می فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند. پس از کمی مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد. نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می شدند بسیار تماشایی بود. به نظرشما اگه قضیه بر عکس بود آقایان چکار میکردند ؟