velveshia
از امام (ع) پرسیدند تیمم چگونه اختراع شد؟ امام فرمود: روزی عمر بن بشّاش نزد پیامبر آمد و پرسید: یا نبی! اگر روزی برای وضوگرفتن آب در دسترس نبود، چه کنیم؟ رسول خدا فرمود: چه میدونم! یه خاکی تو سرتون بریزید دیگه!
velveshia
حکایت یه عده حکایت ِ اون بادکنک فروشیه که بادکنکاشو به شرطه چاقو می فروشه!
velveshia
تو ماشین نشسته بودیم. پسرخالمم مثل همیشه داشت بچه پررو بازی در میاورد و هی لاف میزد! یهو داییم که پشت فرمون بود گفت جرئتشو داری همین جوری که دارم رانندگی میکنم دستتو مثل تفنگ بگیری بیرون و به یکی بگی تکون نخور وگرنه میکشمت ؟؟؟؟
اونم گفت: پ.ن.پ ندارم. خلاصه دستشو گرفت بیرون وبه یه آقایی گفت...
داییمم نامردی نکرد همون موقع زد رو ترمز و گفت: آقا شرمنده مـــــن به جاش ازتون عذرخواهی میکنم. این بچه رو ما همین الآن از بیمارستان آوردیم. این طفلی یه خورده مشکل داره !
اون مرده هم گفت آقا خواهش میکنم این حرفا چیه ایشاا... مشکلش حل میشه.
...پسرخالمم اینقد جا خورده بود که هیچ حرفی نزد فقط چشماش گرد شده بود
velveshia
حالم را پرسيدند ، گفتم : رو به راهم ولي افسوس ، کسي نپرسيد ، رو به کدام راه ؟
velveshia
مامانم زنگ زده به بابام میگه اومدنی دو کیلو گوجه بخر بیار بعد دیدیم بابام با 10 کیلو موز اومده خونه میگیم بابا ما گوجه میخواستیما میگه رفتم بخرم دیدم زده گوجه 2500 موز500 پول دو کیلو گوجه رو دادم 10 کیلو موز گرفتم هم کلاسش بیشتره هم خوشمزه تره !
velveshia
پرنده ی مهاجری که مقصودش کوچ است،
به ویرانی لانه اش فکر نمی کند .
velveshia
قبلنا مجبور بودیم ساعت 7 پاشیم که 8 برسیم مدرسه، الان مجبوریم 5 پاشیم که برسیم به کار یا دانشگاه، این مملکت کی دُرُس میشه ما تا 10 بخابیم؟
velveshia
یارومیره کله پزی طرف میگه: چشم بذارم؟؟؟؟
یارومیگه :نه بابا یک وجب مغازه کجابرم قایم ش
velveshia
مهم نیست که دهه هفتادی باشی یا دهه هشتادی یا دهه نودی ؛ مهم اینه که مثل دهه شصتی ها با معرفت باشی !!
velveshia
یک روز بوش و اوباما در یک بار نشسته بودن.
یک نفر میرسه و میپرسه : چیکار دارین می کنین؟
بوش جواب می ده: " داریم نقشه جنگ جهانی سوم رو تنظیم می کنیم. "
یارو می پرسه: "چه اتفاقی قراره بیافته ؟!"
بوش میگه: " قراره ما 140 میلیون مسلمان، و آنجلینا جولی رو بکشیم! "
یارو با تعجب میگه: " آنجلینا جولی !؟! چرا می خواین آنجلینا جولی رو بکشید؟! "
بوش رو می کنه به اوباما و میگه:
" دیدی گفتم ! هیچکس تو دنیا نگران 140 میلیون مسلمان
velveshia
خداوندا نمی دانم نمی دانم و نتوانم به کسی گویم فقط می سوزم و می سازم با درد پنهانی بسی من خون دل دارم. دلی بی آب و گل دارم به پو چی ها رسیدم من به بی دردی ها رسیدم من به این دوران نامردی رسیدم من خدایا آشنایم ده خداوندا پناهم ده امیدم ده خدایا یا بترکان این غم دل را و یا در هم شکن این سد را که دیگر خسته از خویشم
velveshia
خدای من اگر بخواهم انچه را که در سر دارم بگویم کتابها میشود ولی انچه در دلم میگذرد دوکلمه بیش نیست: دوستت دارم. <ویکتور هوگو>
velveshia
ارد بزرگ:هیچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس