velveshia
نابینا: مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟ بینا : آره نابینا : پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می خوری ؟ بینا : تو واقعا" نابینایی ؟ نابینا : مادرزاد بینا : پس چطور فهمیدی من سه تا سه تا می خورم ؟ نابینا : واسه این که من دو تا دو تا می خورم و تو معترض نمی شی
velveshia
حق نه دادنی است و نه گرفتنی، بلکه خوردنی است !
velveshia
اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی،بوته ای در دامنه ای باش،
ولی بهترین بوتهای باش كه در كناره راه میروید.
اگر نمیتوانی بوتهای باشی،علف كوچكی باش و چشمانداز كنار شاه راهی
را شادمانهتر كن.......
اگر نمیتوانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچك باش،
ولی بازیگوشترین ماهی دریاچه!
همه ما را كه ناخدا نمیكنند، ملوان هم میتوان بود.
در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ،
كارهای كمی كوچكتر و آنچه كه وظیفه ماست،
چندان دور از دسترس نیست.
اگرنمیتوانی شاه راه باشی،كوره راه باش،
اگر نمیتوانی خورشید باشی، ستاره باش،
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند.
هر آنچه كه هستی، بهتر
velveshia
چقدر ایمان خوب است ! چه بد می کنند آنها که می کوشند انسان را از ایمان محروم کنند. دروغ می گویند ، دروغ نمی فهمند یا می فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند ، اگر عشق نباشد چه آتشی زندگی را گرم کند ؟ اگر نیایش و پرستش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد؟ و اگر میعادی نباشد ماندن برای چیست؟ اگر دیداری نباشد دیدن را چه سود؟ دیده را فایده آن است که دلبر بیند گر نبیند چه بود فایده بینایی را اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟ و من در شگفتم که آنها می خواهند معبود را از هستی بر گیرند چگونه انتظار دارند انسان در خلاء دم زند؟ (بخشی از گفتگوهای تنهایی ، دکتر شریعتی)
velveshia
لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم میخواهی به آن خانه برگردی یا نه ؟! لازم است گاهی از مسجد ، کلیسا و... بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟! لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چقدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است ؟ لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه ؟! لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی ، گوگل و ایمیل و فلان و بهمان را بیخیال شوی، با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهنپارهی برقی است یا نه ؟! لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج، تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده ؟! لازم است گاهی عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی ببینی میشود یا نه ؟! و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنون هستم... آیا ارزشش را داشت...؟! زیبائی در فراتر رفتن از روزمره گیهاست...
velveshia
چند روزیست که از درد خداحافظی ات
شده ام خسته و بیمار خداحافظی ات
ترسم ای خوب که تا مرز جنونم بکشد
لحن پاییزی و خونسرد خداحافظی ات
طاقت بدرقه ات هیچ ندارم بخدا
چه کنم نیست دلم مرد خداحافظی ات
ای سفر کرده ی من کاش که میدانستی
با من خسته چه ها کرد خداحافظی
velveshia
مشکل دنیا این است که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند در حالیکه دانایان سرشار از شک و تردیدند! برتراند راسل
velveshia
*دقیقا همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!
velveshia
یارو تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه... هرکی براش دست بلند میکنه میگه شوخی نکن دیگه... تورو الان رسوندم..!
velveshia
شكسپير ميگه : هر وقت زنت گريه ميكنه ميخواد خرت كنه و هر وقت ميخنده مطمئن باش خرت كرده !
velveshia
عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي...