دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم ، چون ندارم همدمی بازیچه ی دلها شدم .

velveshia
velveshia

گفتم غم تو دارم..... گفتا غمت سر آید/ گفتم که نان گران شد..... گفتا گرانتر آید/ گفتم ز نرخ قصاب فریاد ما بلند است....... گفتا که گوشت کم خور تا حاجتت بر آید/ گفتم که از گرانی جانم به لب رسیده ........ گفتا تحملش کن تا جان تو در آید/ سالگرد اجرای افتخار آمیز قانون هدف مندی یارانه ها مبارک باد

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار وخاطرات گذرا شوند!

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

دیگر احتیاط لازم نیست شکستنی ها شکست هرجور مایلید رفتارکنید

velveshia
velveshia

دستـ به سر مــي کنمـ ثانــيه هـا را دلم.. يکـــ اتفــاقـ ناخــوانده ميـ خواهـد... کاشـ آنـ اتفــاق تو باشيــــ...

velveshia
velveshia

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند دکتر شریعتی

velveshia
velveshia

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من ، باغچه نو ، مبارک

velveshia
velveshia

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است . (دکتر علی شریعتی)

velveshia
velveshia

مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست، که من کس نداشتم، کسم خدا بود کس بی کسان....

velveshia
velveshia

همه مي‌خواهند بشريت را عوض کنند ، دريغا که هيچ کدام در اين انديشه نيست که خود را عوض کند. (تولستوي)

velveshia
velveshia

از روزهای تکراری ، استفاده ای غیر تکراری بکنید شاید هدف از اینهمه تکرار همین باشد . . .

velveshia
velveshia

مثل چینی :اگر میخواهی برای یک روز معذب باشی مهمانی کن و اگر می خواهی برای یک سال معذب باشی پرنده نگاهدار و اگر می خواهی مادام العمر معذب باشی زن بگیر !!!

velveshia
velveshia

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری تـــو کــه هر روز به صحرا میری وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تو را یک جو از عقل به سر نیست تو را

velveshia
velveshia

به نیوتن گفتند: چرااز افتادن سیب تعجب کردی؟ گفت: آخه من زیردرخت گلابی نشسته بودم!

velveshia
velveshia

ترکه تراکتور می خره، نمی‌دونه چطوری خاموشش کنه، می بنددش به درخت