velveshia
عازم یک سفرم سفری دور به جایی نزدیک سفری از خود من تا به خودم مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست ....
velveshia
زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین؛ در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند
velveshia
هر شب که انتظار تو را می برم به روز شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز
velveshia
وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟ تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي
velveshia
رسم روزگار...
زلال که باشی سنگ های کف رودخانه ات را میبینند...
برمیدارند و ...
...نشانه میروند درست
... به سوی خودت
...این است رسم روزگار ما
velveshia
چه کلمه ی مظلومیست این ( قسمت ) تمام تقصیر های ما را بر عهده میگیرد.
velveshia
برایت دعا میکنم
که ای کاش خدا از تو بگیرد
هر انچه را که خدا را از تو میگیرد
( دکتر شریعتی)
velveshia
مدتهاست که: آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنم ، شاید او تنهاتر از من باشد ... ! همچنین: تنهایی را دوست دارم، به شرط آنکه هر از گاهی دوستی بیاید تا درباره آن با هم گپ بزنیم.
velveshia
وفادارترين زن ها نه موطلايي ها هستند، نه مو خرمايي ها و نه مو مشکي ها بلکه مو خاکستري ها هستند چارلي چاپلين
velveshia
در مهد کودک های ایران ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد ۹ بچه و ۸ صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن. در مهد کودک های ژاپن ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که کل تیم ۱۰ نفره روی ۹ تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه. بعد۱۰ نفر روی ۸ صندلی، بعد ۱۰ نفر روی ۷ صندلی و همینطور تا آخر. با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هر کی باید به فکر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر و کار تیمی رو یاد میدن
velveshia
راننده
اسکناس مچاله ای را از من گرفت و پرسید:
یک نفرید؟
مکثی کردم و بی حوصله گفتم:
بله
خیلی وقته...
velveshia
حال دنیارابپرسیدم من از فرزانه ای گفت یا اب است یا خاک است یا پروانه ای!!! گفتمش احوال عمرم را بگو این عمرچیست؟گفت یا برق است یا افسانه ای!!!! گفتمش اینها که میبینی چرا دل بسته اند؟گفت یا خوابند یامستند یا دیوانه ای!! گفتمش احوال عمرم راپس از مردن بگو؟گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه ایی!!!!! "ابوسعید ابوالخیر"
velveshia
کاش کسی بود اینجا ...برایم پابلو نرودا میخواند تا دلم پر بکشد ! حوصله ای نیست و دلگیرم . نمیخواهم کسی جویای احوالم شود یا دلیلی از من بخواهد...
velveshia
خدایا ، انتخاب با توست ، یا کوهِ غصه هایم را آب کن ، یا شیکممو...!
velveshia
تو گوگل این کلمه رو سرچ کنید Google Gravity اولین سایتی که میاد رو باز کنید ، ببینید چه اتفاقی می افته حالا جالب تر از این، تو صفحه ای که باز میشه یه چیزی سرچ کنید ! ببینید چی میشه
حالا این سفر چند ساعت راهه
14 سال و 9 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبلنمیدونم
14 سال و 9 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 44 دقيقه قبل