دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

قلب من لطفا : "خفه شو" در همه ی کارها دخالت نکن همین که خون پمپاژ میکنی کا[!]ت...

velveshia
velveshia

تلقین باور می آورد، خواه طعمش به ذائقه ات شیرین بیاید خواه تلخ آن قدر که، همه ی سرخوشی های قبل را از سرت بتکاند.

velveshia
velveshia

میمیرم مرا در تابوت سیاهی بگزارید تا همه بدانند در تاریکی به سر می برده ام دستهایم را از تابوت بیرون بگزارید تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم چشمهایم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار از دنیا رفته ام روی قبرم تکه یخی بگزارید تا مثل باران برایم اشک ریزد و روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم کنند...

velveshia
velveshia

کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشی اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری !

velveshia
velveshia

ما که ۸/۸/۸۸ ازدواج نکردیم، ۱۱/۱۱/۱۱ هم ازدواج نکردیم، صبر کنیم تا ۹/۹/۹۹ شاید فرجی شد (درد دل دختران دم بخت )

velveshia
velveshia

. گوگل: من صاحب همه چیم ویکی پدیا: من همه چیو می‌دونم [!]بوک: من همرو میشناسم اینترنت: من نباشم شما ها هیچین برق: زر اضافی نزنید !

velveshia
velveshia

اه کشتین ما رو با این یلدا خدا این یلدا رو هر چه زودتر برسون مارو خلاص کن

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

هيچگاه نه كسي رو ببخش نه فراموش كن سر فرصت بزن دهنشو سرويس كن ( دكتر شريعتي با اعصاب خراب)

velveshia
velveshia

دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی اش افتاد و گفتا او سلام بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام دختر اما ناگهان و بی درنگ سوی او برگشت مانند پلنگ گفت با او،بچه پروی خفن می دهی زحمت به بانویی چو من؟ من که نامم هست آزیتای صدر من که زیبایم مثال ماه بدر من که در نبش خیابان بهار میکنم در شرکت رایانه کار دحتری چون من که خیلی خانمه بیست و شش ساله ،مجرد،دیپلمه دختری که خانه اش در شهرک است کوی پنجم،نبش کوچه،نمره شصت در چه مورد با تو گردد هم کلام با تو من حرفی ندارم والسلام

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

امشبم گذشت من ندیدمت چشم به‌راهتم تا رسیدنت از کدوم مسیر رد شدی گلم بی تو هر نفس غصه میخورم

velveshia
velveshia

مــراقب حرفهــــــایت، احـســـاســاتت، واکنشهــایت باش آخر آدمها خوب بلدند یک روزی ، یک جایی، یک جوری به رُخِت بکشند تمامت را......

velveshia
velveshia

امان از این بوی پاییز و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس دیگر فقط میدانی که هرچه هوا سردتر میشود دلت آغوش گرمتری میخواهد و وای از وقتی که کسی نباشد تا شانه ای بر آشفتگی روزهای پاییزیت بزند و تو مجبوری تک و تنها پاهایت را در سینه جمع کنی و بخوابی

velveshia
velveshia

حســــودی ام می شود به آیینـــه ... ، نکند قـــدر ثانیـــه هایــی که ، بـــــی دغدغـــه ، به تماشای تــــو می نشیند را ، ندانـــــد ؟ .. عکســـت را نگــــاه میکنـــم ، آخ ؛ کــــه ایــن عکـــس پیـــر نمیشــود ، امـــــا ، پیـــــرم میکنــــد ..

velveshia
velveshia

عاشقی می کنم ! لج می کنم ! بد اخلاق می شوم ! دست خودم نیست ... ساعت و زمان هم ندارد ! تو که نباشی زندگی باید به کام من تلخ شود ..؟!

velveshia
velveshia

گاه آرزو می کنم چند لحظه ای جای من باشی ! دلت، دل من باشد، چشمانت، چشمان من باشد روحت، روح من باشد، تمام وجودت از من باشد ! آنگاه خواهی دید چقدر برای رسیدن به تو بی قراری می کنم ..