yase kabud
همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش را بست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!.... سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد! حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود ...
yase kabud
غم نان آنقدر بزرگ نبود/ ولی از کاهمان چه کوهی ساخت/ از همان دردهای کوچک مان/ واقعا مرگ با شکوهی ساخت ...
yase kabud
یارو زبونش میگرفته،میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟ کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟ یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.! {دیدگاه}
yase kabud
خورشيد شكفته درغدير است علي؛باران بهار دركوير است علي؛ برمسند عاشقي شهي بي همتاست؛برملك محمدي،اميراست علي ... عيدتون مبارك
yase kabud
امیر عشق می فرماید: بزرگی پروردگار نزد تو پدیده ها را در چشمت کوچک می نمایاند ... (حکمت 129 نهج البلاغه)
yase kabud
شاعر پس كوچه هاي زندگي ؛ عابر راه قشنگ بندگي ؛ عازم پرواز تا عرش خدا ؛ دست هايت بال پرواز دعا ؛ برسر سجاده ي مهتا بي ات ؛ در نيايش هاي پاك آبي ات ؛ كن دعايم مهربان ِ آشنا ؛ چون اجابت مي كند از تو خدا ....
yase kabud
از فردا انتظاری نیست ... من همان فردای بچگی ام که آرزویش را داشتم ...
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 9 ماه و 2 ساعت و 31 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 9 ماه و 2 ساعت و 28 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 9 ماه و 2 ساعت و 25 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 9 ماه و 2 ساعت و 23 دقيقه قبل




13 سال و 9 ماه و 2 ساعت و 21 دقيقه قبل