yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
وای ... از روزی که خُدا را صدا زَنَم ... اِبلیس پاسخم را دَهد ...!
yedokhtare 웃
بـه بـهـار نـیـازی نـدارنـد درخـتـان ِ سـرمـازده ی ِ ایـن شـهـر . . یـک بـار کـه طـول و عـرض ِ ایـن خـیـابـان را قـدم بـزنـی هـمـه سـبـز خـواهـنـد شـد . . .