yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
اگــر بــه مـــــردی بــیش از حــد بــها دهــی ؛ دیگر بـرای داشــتنت تـلاش نمـی کند ! نگاهـش سرد می شـود ، کلامـش بـی روح .... دستانــش یـخ زده ! حـرف هایـش بـوی دل مردگـی مـی گیـرد ، و آغـوشـش بـوی هـوس ... !!
فوژان
میان از سر ُ کله ی آدم بالا میرن وسایلت ُ بهم میریزن از گُل نازکترم نمیشه بهشون گفت . . .
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یادش بخیر قدیما رو عیدی فک و فامیل حساب باز میکردیم ؛ امسال خیلی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن … (دیگه خیلی بهشون زور بیاد یه چکم میزنن تو گوشمون که چرا اومدی خونمون تو این گرونی ؟؟؟)
yedokhtare 웃
تـــــو آرزوی بلـــــــــــــنـــــدی و دســـــــت من كوتاهـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ