yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
شانه هایت رفت ...........سرم افتاد............. دلم شکست!
yedokhtare 웃
پر میکشی و وای به حال پرندهای ، کز پشت میله قفسی عاشقت شدهست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعرم نمی آید! اما، کلامی نو؛ چه،با شکوه می شود، لب هایم ، از کشمکش سُرب و رنگ... و ... ...با شکوه تر، هم آغوشی لب های تو در من!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا می فهمم وقتی شاعر می گوید : "سردم شده و از درون میسوزم" یعنی چه !
yedokhtare 웃
زندگی یعنی تاوان ... .. .