سر جلسه امتحان یه خانم بغل دستم نشسته بود منم داشتم بهش توضیح میدادم که چجوری تقلب کنه و چن تا سُرفه ینی چی و اینا! اونم فقط گوش میداد، امتحان که شروع شد پا شد ورقه هارو پخش کرد! من اون خانمه بخش مراقبهای ویژه
خــدا هـم از حـــرف هـای تکـــــراری مــــن خستـــه است چـه حــس مشتـرکـــی داریــم مــــن و خـــدا او... از حــرف هـای تکــــــراری مــن خستـــه است و مـــن... از تکـــــرار غـــــم انگیــز روزهــــایم