yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
من در عاشق تو بودن کم نمی آورم !!!* لعنتی* ماجرا همینجاست...!!
yedokhtare 웃
ديـگـران مـي پـرسـنـد؛ بـيـداري؟ آري بـي"دار"م... چـرا کـه اگـر دار"ي داشـتـم... يـا قـالـي زنـدگـي ام را خـودم مـي بـافـتـم... يـا زنـدگـي ام را بـه "دار" مـيـاوِيـخـتـم. .. و خـــــــلاصه پــس بـــي "دار" بــــي "دار"م...!!
yedokhtare 웃
سفید شد, موهایی که برای برگشتنش آراسته بودم…!
yedokhtare 웃
حلالم کن دارم میرم، چقدر این لحظه دلگیره/ گناهی گردن ما نیست اما، همش تقصیر تقدیره نگام کن لحظه ی رفتن، چه تلخه این هم آغوشی/ چه وحشتناکه دل کندن، چقدر سخته فراموشی
yedokhtare 웃
سـ ـر به هـ ـوا شـ ـده ام، تـ ـو هم زیر سـ ـرت بلـ ـند شده... چقـ ـدر عجیـ ـب... فکـ ـر می کـ ـردم قلـ ـب همیشـ ـه گرفتـ ـار می شـ ـود؛ امـ ـا انگـ ـار سـ ـر، نقش کلیـ ـدی تری دارد در این ماجـ ـرا...
yedokhtare 웃
کودک درونم دلتنگی می کند برایت ! بچه است دیگر ، نمی فهمد جدایی یعنی چه